ذكر حكومت اتابكان سلغرى « 1 » در ممالك فارس
اتابك مظفر الدّين سنقر بعد از آن كه لشكر ملكشاه را بشكست ، مملكت فارس « 2 » او را مصفّى شد . يعقوب بن ارسلان از خوزستان بارها لشكر كشيد و ميان او و اتابك سنقر محاربات رفت . عاقبت يعقوب [ منهزم شد . و از رسوم ] « 3 » اتابك سنقر در ممالك فارس رباطى موسوم به نام او برجاست . او در سنة ثمان و خمسين و خمساية در گذشت .
اتابك مظفر الدّين زنگى بن مودود قايم مقام او شد و چهارده سال در عرصه شيراز حكومت راند . در سنهء احدى و سبعين و خمساية به رحمت حق پيوست .
اتابك مظفر الدّين تكله « 4 » بن زنگى وارث تاج و تخت پدر گشت و مدت بيست سال در برّ و بحر فارس رايت سلطنت بر « 5 » افراشت و در سنهء احدى و تسعين و خمساية متقاضى وديعت حيات ، استرداد مواهب خويش نمود .
بعد از آن « 6 » پسر عم او اتابك مظفر الدّين طغرل « 7 » بن سنقر به جاى او بنشست و حكومت او در فارس زياده رونقى نداشت .
بعد از آن نوبت دولت سلغرى به « 8 » اتابك مظفر الدّين سعد بن زنگى رسيد و سعد بن زنگى در اوايل حال مملكت كرمان مستخلص كرد . تا شهور سنهء سبع و ستمأيه « 9 » مال كرمان در تصرف ديوان اتابك سعد بن زنگى بود . در شهور سنهء اثنى و ستماية خوارزمشاهيان لشكرى به شيراز كشيدند . اتابك سعد بن زنگى در شيراز نبود . غارت « 10 » عام كردند و شيراز را عاليها سافلها گردانيدند . « 11 » و غياث الدّين پسر محمّد خوارزمشاه لشكر را از قتل منع فرموده ، فامّا خرابى به افراط كردند . در سنهء اربع عشر و ستماية
هامش
( 1 ) اساس : سلغورى .
( 2 ) مل : شيراز .
( 3 ) با ندارد .
( 4 ) با : طغرل . گ : لكله . مل : لكز .
( 5 ) مل ندارد .
( 6 ) با ، گ ، مل : او .
( 7 ) مل ندارد .
( 8 ) اساس ندارد .
( 9 ) با : سبعمأية .
( 10 ) با : عازم .
( 11 ) اساس : گردانيد .