ماه در فارس و كرمان و خوزستان و عراق پادشاه بود و در سنة تسع و ثلثين و أربعمائة ميان او و سلطان طغرل بك « 1 » سلجوقى جنگ قايم شد ، تا رسل در ميان متردّد شدند و بر صلح قرار گرفت و سلطان الدّوله دختر خود را به سلطان طغرل بك داد . « 2 » سلطان الدّوله ابو كالنجار در سنة اربعين و أربعمائة نماند در كرمان و او را پسرى بود ملك رحيم لقب داشت « 3 » ، قايم مقام او شد در سلطنت . و خليفه القائم بامر اللّه مملكت موروث را به ابى نصر بن ابى كالنجار « 4 » ، ملك رحيم تفويض كرد و او را به بغداد برد تا آن زمان كه سلطان طغرل سلجوقى به بغداد رفت و او را در قبض آورده به قلعهء طبرك رى فرستاد و در سنهء سبع و اربعين و أربعمائة آنجا نماند . و تا « 5 » شهور سنهء خمس و خمسين و أربعمائة از نسل ديالمه در فارس پادشاهى كردند از ابتداء سنهء خمس و عشرين و ثلثمأية كه مدت صد و سى سال باشد .
بعد از آن در فارس ، فضلون شبانكاره سر بر آورد و جمعى از اتباع ديالمه . ميان ايشان محاربات شد و فضلون پيش سلطان الب ارسلان سلجوقى رفت و او را در ملك فارس تطميع كرد تا در شهور سنهء ثمان و خمسين و أربعمائة سلطان الب ارسلان محمّد بن چغرى بك بن ميكائيل بن سلجوق با لشكرى بىكران ، عنان به صوب فارس مطلق گردانيد . [ و مدت هشتاد و پنج سال از آخر ايام ديالمه تا « 6 » ظهور دولت سلغريان در قبضهء تملّك سلاطين سلجوق ] « 7 » كه منجوق كامكارى از عروهء « 8 » عيّوق بر گذرانيدند نماند « 9 » ، و در اين مدت هفت تن به نيابت ايشان حكومت فارس كردهاند . « 10 »
هامش
( 1 ) . با ، مل : طغرل بيك .
( 2 ) مل : طغرل بيك .
( 3 ) اساس ، با ، گ ندارند .
( 4 ) همه نسخهها : ابو كالنجار . تصحيح قياسى است .
( 5 ) اساس : با .
( 6 ) اساس : با .
( 7 ) اين عبارت را مل ندارد .
( 8 ) گ : غروه .
( 9 ) با : بماند .
( 10 ) مل : كردند .