آبادانيها « 1 » . و غلّه در آنجا سالها بماند و خراب نشود .
قلعهء بوشكانات
قلعهء بوشكانات قلعهاى است محكم .
قلعهء كارزين
قلعهاى است نه چنان محكم كه اين قلاع ؛ و گرمسير به غايت است و بر كنار رود ثكان نهاده است ؛ و آب دزى كردهاند كه آب قلعه از آنجاست .
قلعهء خرشه
بر پنج فرسنگى جهرم نهاده است . و اين خرشه كه قلعه بدان منسوب است . عاملى بوده اعرابى از قبل برادر حجّاج بن يوسف . مالى به دست آورد و اين قلعه بساخت و در آنجا رفت و عاصى شد و اين قلعه به نام او مشهور شد .
قلعهء سميران « 2 »
قلعهاى استوار است . هوايش گرمسيرست « 3 » و آب از مصنعه دارد .
قلعهء خرّمه « 4 »
قلعهاى محكم است . در ميان عمارتها ، « 5 » و هواى آن به اعتدال نزديك است و آب از مصنعه دارد . « 6 »
هامش
( 1 ) مل : آباديها .
( 2 ) با : هميران .
( 3 ) گ : گرمسيرست به غايت .
( 4 ) مل : حرمه .
( 5 ) با : عمارتها دارد .
( 6 ) اساس : دارند .