زندان ساخت و تا زمان وفات يعقوب ليث بسيار بندايان در آنجا بودند . ] « 1 »
دژ اقليد
قلعهاى مختصر است .
دژ ابرج « 2 »
كوهى است بالاى ابرج « 3 » كه يك نيمهء آن « 4 » محكم است و يك نيمه نه چنان ، كه بر آن اعتماد جنگ نيست . امّا از سوار تاخت « 5 » اگر « 6 » دشمنى برسد چند روز توان نگاه « 7 » داشت .
و آب روان در اين دژ « 8 » مىگذرد و از كوه به زير « 9 » مىآيد و آب ديه نيز از آن است .
قلعه جنبد « 10 » ملغان « 11 »
قلعهاى است كه گويند آن را از محكمى يك تن نگاه تواند داشت . هواى معتدل دارد و آب از مصنعها باشد ، و غلّه در آنجا سه چهار سال بر « 12 » دارد . « 13 »
قلاع ايراهستان « 14 »
بيش از آن است كه بر توان شمرد ، كه بر هر ديه حصارى است اگر بر سر سنگ و اگر بر سر تل و اگر بر زمين ديههاى ايشان بىحصار نيست « 15 » و گرمسيرى به غايت است « 16 » گويند اتابك جاولى اكثر قلاع فارس به جنگ بستد و خراب كرد . [ حالا قلاعى كه اسمى
هامش
( 1 ) اين بخش در نسخهء ديگر پائينتر و قبل از قلعهء ابن عماره آمده است .
( 2 ) مل : ايرج .
( 3 ) مل : ايرج .
( 4 ) با ، گ : او .
( 5 ) اساس بدون نقطه .
( 6 ) گ : و اگر .
( 7 ) با ، گ ، مل : نگاه توان .
( 8 ) با : روز . مل : دره .
( 9 ) اساس : بر .
( 10 ) اساس : جنيد . با ، مل : جند .
( 11 ) اساس ، گ ، مل بدون نقطه . با : بلغان . نك صفحات پيشين .
( 12 ) با ندارد .
( 13 ) مل : دارند .
( 14 ) همه نسخهها : ابراهستان . تصحيح قياسى است .
( 15 ) با : بىحصارى است .
( 16 ) با ، گ ، مل : و به غايت گرمسير است .