تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨

كران و اعمال ايراهستان « 1 »

اين اعمال ايراهستان « 2 » و كران همه در بيابان است و از توابع سيراف است « 3 » و گرمسير به غايت ، چنان كه به تابستان جز مردم آن ولايت آنجا مقام نتوانند كرد از غايت گرما . ( بر روى زمين ) « 4 » آب روان نباشد ، نه كاريز و نه چشمه ، و « 5 » غلّه ايشان بخس « 6 » است و جز درخت خرما هيچ ميوهء ديگر ندارند . و درختهاء خرماء ايشان بر روى زمين نباشد كه اگر بر روى زمين كارند از بى آبى خشك شود . پس به اندازهء درختان خرما ( گوهاى « 7 » عظيم فرو برده‌اند و درخت خرما ) « 8 » در آن گوها « 9 » نشانده چنان كه جز سر درخت پديد نباشد تا به موسم باران پر آب شود و باقى سال از آن سيراب باشد . و اين از نوادر است كه گويند « 10 » كجاست كه درخت خرما در چاه كارند و اين ايراهستان « 11 » است . به هر ديهى « 12 » حصارى محكم است در بيابان « 13 » و مردم پياده‌رو و سلاح‌ور « 14 » باشند و اكثر دزد و عيّار پيشه . و مردى كه از ايشان به راه « 15 » زدن يا مهمّى رود ، دو من آرد يا نان خشك در انبانى كند و هر شبانروزى بيست فرسنگ برود . و اكثر اوقات ، ايشان با حاكم عاصى باشند به سبب آنكه هيچ لشكر در ولايت « 16 » ايشان مقام نتواند كرد ، به « 17 » زمستان از بارندگى و بى علفى ، و در تابستان از گرما . به « 18 » روزگار ديالمه ، عضد الدّوله ايشان « 19 » را به طاعت در آورد و ده هزار مرد از ايشان بر سبيل سپاهى ملازم خود گردانيد ، و مقدّم ايشان يكى بود جانى نام . بعد از ايام عضد الدّوله باز عاصى شدند و هيچكس ايشان را آن مالش نداد كه اتابك جاولى ، مجموع ايشان را به تحت تصرّف خود در آورد .
هامش
( 1 ) همه نسخه‌ها : ابراهستان . نك : صفحات پيشين . ( 2 ) همه نسخه‌ها : ابراهستان . نك : صفحات پيشين . ( 3 ) مل : ندارد . ( 4 ) اساس : با ندارند . ( 5 ) با : و نه . ( 6 ) اساس : نحس . مل : بحس . گ بدون نقطه . ( 7 ) با : كوهى . مل : گودهاى . ( 8 ) اين عبارت را اساس ندارد . ( 9 ) اساس ، با : كوهها . مل : گودها . ( 10 ) با : كه گويند كه . ( 11 ) اساس : انراهستان . بقيه نسخه‌ها : ابراهستان . ( 12 ) با : ديارى . ( 13 ) با : در بيابان است . ( 14 ) اساس : سلاح رو . ( 15 ) اساس ندارد . ( 16 ) با : مقام . ( 17 ) با : در . ( 18 ) با : در . ( 19 ) گ : كه ايشان .