مكتوب شيخ علاء الدوله سمنانى به مولانا تاج الدين كركهرى
چون رقعهء نياز مولاناى معظم كه فرزند دلبند دل مستمند اين بيچاره است توجه الله بتاج الاخلاص فى ارشاد العوام و الخواص به مطالعه پيوست و بر لطايفى كه از ( مطلع تا مقطع مندرج بود ) مطلع شد از مطالع سعادت آفتاب ارادتش تابان ديد ( اميد كه در باغچهء دل عزيزش صورت صاحب دولتى كه به نور نور « الوضوء شطر الايمان » مشغول باشد و توجه به قبلهء توحيد مطلب او شده ) و آن فرزند صلوات خمسه را به دو اقتدا كرده تمام گزارده بصلاتى كه معراج المؤمنين است مشرف شده قدم در بستان احسان نهاده بسدرة المنتهى خود و اصل شود من بعد چون روزنهء دلش را بعالم غيب گشوده مداومت بر ذكر قوى خوى مشروط بنفى ما سوى و اثبات محبت مولى خاصه در ثلث اخير شب تا بوقت اشراق مىبايد كوشيد تا بسبب تصاعد ابخرهء علم كون و فساد و أدخنهء لقمات و كلمات حظوظى مسدود نگردد چه اگر به جاروب لا آن گردها را از گرد قبهء دماغ دل دايم نروبند متراكم گردد و رين از آن حاصل آيد ، نعوذ بالله من ذلك . اميد به حضرت عزت چنانست كه آيينهء دل او را از غبار أغيار مصون دارد ان شاء الله العزيز ، و ما ذلك على الله بعزيز . التماسى كه فرموده بود در شرح فضائل اهل بيت طهارت و بيان عقيدهء اين بيچاره در حق ايشان ، اين مىگويد كه