تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
نيازمند فلسفه است . در اين رهگذر ، به عالمانى برخورد مىكنيم كه در دو حوزهء فلسفه و اصول بسيار كوشيده‌اند و مبانى قابل توجّهى را در بحث اصول به يادگار گذاشته‌اند . آخوند ملا محمد كاظم خراسانى و مرحوم امام خمينى را مىتوان از اين عالمان دانست . مرحوم آخوند خراسانى كه در علم اصول كتاب كفاية الاصول و حاشيه بر رسائل را نگاشته است ، از چنان جايگاهى برخوردار است كه آرائش در علم اصول مطرح و به بوتهء نقد گذاشته مىشود . در فلسفه نيز از چنان تبحّرى بهره‌مند است كه ملا هادى سبزوارى ، تسلّط وى را بر علم فلسفه ستوده و از نبوغ وى سخن گفته است . امام خمينى نيز آثار اصولىشان همچون تهذيب الأصول و مناهج الوصول الى علم الاصول ، گوياى جايگاه ايشان در علم اصول است . در علم فلسفه نيز همگان وى را ستوده‌اند . پانزده سال تدريس منظومه و اسفار ، از افتخارات ايشان است . كافى است بدانيم كه كتاب شرح دعاى سحر را در سن 27 سالگى نگاشته‌اند . ايشان فلسفهء يونان ، مشاء ، حكمت متعاليه ، و عرفان را مىستايد و البته در برابر فلسفهء معاصر غرب - كه از عقل منطقى بىبهره است - موضع انتقادى دارد . در اين مجال ، مبانى فلسفىاى كه در علم اصول به كار رفته است مطرح ، و ديدگاه اين دو شخصيت علمى را گزارش مىكنيم .

1 . اجتماع ضدّين ، محال است .

مراد از تضاد آن است كه يك جوهر در آن واحد ، به دو صفت متّصف شود . همان‌گونه كه مادهء واحد از حيث واحد نمىتواند دو فصل مختلف را بپذيرد - چون لازمه‌اش اتّصاف موضوع واحد به كثرت و وحدت است - موضوع واحد نيز نمىتواند دو عَرَض مشترك در جنس را بپذيرد چراكه ميان موضوع و عرض ، اتّحاد است .