ملكوك و موقعيت اسلام را در اذهان تضعيف مىكند . از اين رو ، ايشان معتقدند كه حكومت اسلامى فقط بايد در عصر حضور امام معصوم عليه السلام تشكيل شود ؛ با تصدّى ايشان در رأس حكومت .
پس در عصر غيبت ، چگونه بايد نظام سياسى جامعه مسلمانان اداره شود ؟
تشكيل حكومت براى اداره و انتظام شئون عامّهء مسلمين ، از امور حسبيه است و بايد در عصر غيبت يك هيئت حاكمه باشد كه به اين امور بپردازند . نظر فقها در بارهء تصدّى امور حسبيه ، سهگونه است . يك دسته ، همچون ملامحمّد نراقى قائل به اين هستند كه امور حسبيه در زمان حضور فقيه جامعالشرايط ، از شئون فقيه است و در صورت فقدان فقيه ، با صلحاى امّت و ثقات مسلمين خواهد بود . بنا بر اين نظر ، ولايت عدول مؤمنان و ثقات مسلمين ، در طول ولايت فقيه قرار دارد . دستهء دوم از فقها معتقدند كه امور حسبيه در عصر غيبت كبرى ، مفوّض به ثقات مسلمين و عدول مؤمنان است و فقيه ، احد المصاديق است . يعنى فقيه جامعالشرايط ، يكى از ثقات مسلمين و عدول مؤمنان است . بنا بر اين نظر ، براى تصدّى و تصرّف در امور حسبيه ، نيازى به اذن فقيه نيست ؛ هم فقيه مىتواند متصدّى شود و هم غيرفقيه . لذا ولايت ثقات مؤمنان و عدول مسلمين در امور حسبيه ، در عرض ولايت فقيه قرار دارد . در نظريهء سوم ، برخى از فقها همچون شيخ انصارى مىگويند كه بنا بر احتياط واجب ، بايد امور حسبيه در غيبت كبرى در تصدّى فقها باشد . يعنى بين دو قول دسته اوّل و دوم جمع كردهاند و بنا بر قدر متيقّن ، به احتياط واجب تصرّف و تصدّى امور حسبيه را از شئون فقيه جامعالشرايط دانستهاند و در صورت فقدان فقيه ، نوبت به تصدّى عدول مؤمنان مىرسد . تفاوت نظر اوّل با نظر سوم در اين است كه نظر اوّل ، مبتنى بر فتوا بود ، امّا در نظريهء سوم ، بنا بر احتياط اين حكم داده شده است .
نظر آخوند خراسانى جزو كدام دسته قرار مىگيرد ؟
مرحوم آخوند در ابتدا معتقد به نظر سوم بود . در حاشيهء مكاسب اظهار كرده است
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٠٧