تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
بعد از ظهر جمعه به خانه‌اش در خيابان دورشهر قم رفتم . او به تفسير و تحليل آراى آخوند پرداخت ، امّا در ميانهء گفتگو كه به روابط آخوند و شيخ فضل اللَّه نورى رسيد ، برخى تلگراف‌ها را جعلى دانست . نوهء آخوند ، در گذشته نيز به مواضع هم‌شيرزاده و پسر عمويش ( عبد الحسين كفايى ) در كتابش به نام مرگى در نور واكنش نشان داده و گفته بود : « نظريات مرحوم آخوند را در بارهء مشروطهء مشروعه و مرحوم شيخ فضل اللَّه نورى اصلًا درست بيان نكرده است » . تصوير كالبد نظام سياسى - فقهى مرحوم آخوند خراسانى چگونه است ؟ مرحوم آخوند به طور فشرده و اجمالى قائل بودند كه در عصر غيبت كبرى ، براى اداره و انتظام شئون عامّهء مسلمين بايد حكومتى از طرف جامعهء مسلمانان تشكيل و تأسيس شود و متصدّيان اين حكومت بايد صلحاى امّت و ثقات مسلمين و به تعبيرى عدول مسلمانان به انتخاب اكثريت ملّت باشند . در اين نوع حكومت ، نقش فقيه با ساير مسلمين تفاوتى ندارد و تشكيل آن ، مشروط به اذن فقيه نيست و فقيه مانند ساير ثقات مؤمنان و عدول مسلمين ، يكى از مصاديق حاكمان حكومت مىتواند باشد . لذا حكومت در نظر آخوند مىتواند در صورت اقتضاى مصالح عامّه ، بدون تصدّى فقيه تشكيل ، تأسيس و اداره شود كه هر جزء ديدگاه ايشان ، مبتنى بر ديدگاه فقهىشان است . از ديدگاه ايشان چه كسى حائز شرايط رهبرى حكومت اسلامى است ؟ مرحوم آخوند ، حكومت اسلامى را به تعبير امروز و مشروطهء مشروعه را به تعبير عصر مشروطه ، از شئون خاصّهء امام معصوم عليه السلام بر مىشمرد و تشكيل اين نوع حكومت را در عصر غيبت جائز نمىداند . از منظر ايشان ، در رأس حكومت اسلامى بايد شخص معصوم عليه السلام قرار گيرد كه تمامى تصرّفات و اعمال حكومت ، حاكى از حقيقت شريعت باشد ؛ بدون خطا و اشتباه در تصميم‌گيرى . چراكه هر كس به غير از معصوم ، ولو فقيه جامع الشرايط ، فاقد عصمت و جائز الخطاست . اين ، چهرهء اسلام را