ثانياً و مهمتر اين كه ، مشروعهطلبان ، در مرحلهء مبارزه با مشروطه و پس از سرنگون كردن حكومت مشروطه ، دست در دست حكومت محمّد على شاه داشتند و اكنون نيز دارند و با تمام قوا از آن حمايت مىكنند . يعنى همان حكومتى كه در ستمگرى و ارتكاب اعمال مغاير با مصالح مسلمين و احكام مسلّمهء اسلامى ، روى همهء حكومتهاى ضدّ شريعت را سفيد كرده است . در اين حال ، جاى سؤال هست كه آيا اينان ، حكومت محمّد على شاه را كه دستنشاندهء روسهاى تزارى است ، همان حكومت مشروعه كه نويدش را داده بودند تلقّى مىكنند ؟ اگر چنين است كه لابد چنين است ، پس همهء حكومتهاى ظالم و متجاوز تاريخ ، حكومتهاى مشروعه بودهاند و حكومت مشروطه نيز مشروعه است و ايرادى به آن وارد نيست ؛ زيرا عملكردهاى حكومت محمّد على شاه ، بر حكومتهاى ديگر و خصوصاً بر حكومت نيمبند مشروطه در سالهاى 1324 تا 1326 ( پيش از دوران استبداد صغير ) هيچ ترجيح و امتيازى نداشته و مشروعه دانستن آن ، از سويى سبب بدنامى دين و شريعت است و از سويى موجب مىشود كه همهء حكومتهاى ظالم و ضدّ اسلام ، عنوان اسلامى پيدا كنند و ديگر هيچ حكومتى را نتوان غيرشرعى خواند و با آن مبارزه كرد . آخوند خراسانى همچنين معتقد بود كه حكومت مشروعه حقيقى جز در زمان اقتدار و بسط يد معصوم ( پيامبر و امام ) تحقّق يافتنى نيست و بنا بر اين در عين پرهيز از نامگذارى حكومت به مشروعه ، بايستى حداكثر كوشش را بكنيم كه در همان حكومتهايى كه نام مشروعه بر آن نيست ، دايرهء ظلم و فساد ، هرچه تنگتر و محدودتر شود و اهداف شرع مقدّس در گسترش روح عدالت و مساوات ، هر چه بيشتر تحقّق يابد . اين بود اشارهاى به نظر آخوند خراسانى در باب حكومت مشروعه و حركتى كه شيخ نورى تحت عنوان دفاع از حكومت مشروعه به راهانداخته بود ؛ و البته بسيارى از موضوعات و پرسشهاى ديگر نيز هست كه مىبايد به تفصيل مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار گيرد . از جمله : چرا پس از استقرار مشروطه ، آخوند
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٢٨٧