4 . جلوگيرى از بازگشت محمّد على شاه به مسند سلطنت كه روسها همچنان از وى حمايت مىكردند و حتى چند ماه قبل از درگذشت مرحوم آخوند ، شاه مخلوع را به ايران بازگرداندند و او به قصد پس گرفتن تاج و تخت ، لشكرى از تركمانان فراهم آورد و در دو ستون از دو طرف به سوى تهران گسيل داشت . ولى با اقداماتى كه به وسيلهء مرحوم آخوند و مشروطهخواهان انجام گرفت ، محمّد على ميرزا به هدف خود نرسيد و باز هم شكست خورد و ناگزير از ايران به روسيه بازگشت و از آن پس حقوقى را كه مقرّر شده بود به وى دهند قطع كردند . « 1 »
آخوند خراسانى نسبت به حركت مشروعهخواهى و پيشواى آن شيخ فضلاللَّه نورى ، نظر مساعدى نداشت و بر آن بود كه اوّلًا اين ايراد كه حكومت مشروطه ، مشروعه نيست ، ايراد نابجايى است ؛ زيرا ما هيچ گاه حكومت مشروعه نداشتهايم و هميشه ما بودهايم و حكومتهاى غيرمشروعه و هيچ گاه نيز از اين بابت كه چرا حكومتهاى غيرشرعىحاكماند ، مبارزهء عملى جدّى با آنها نداشتهايم و اگر مبارزهاى بوده ، با عملكردهاى ناصواب آنها و براى كاستن از تصرّفات ظالمانهء آنها بوده ؛ نه با هدف تعويض حكومت غيرشرعى با شرعى ؛ و كسانى هم كه سردمدار حركت مشروعهطلبى هستند ، تا پيش از جنبش مشروطه ، كوچكترين اعتراضى به غيرشرعى بودن حكومتهاى وقت نداشتهاند و با اين كه حكومتهاى مزبور - علاوه بر غيرشرعى بودن اصل آنها - مرتكب هزاران عمل خلاف شرع و مغاير با احكام مسلّمهء الهى مىشدند ، اين مشروعهطلبان ، هرگز در صدد براندازى آنها نبودند و بلكه در بسيارى مواقع ، از همكارى با آنها و كمك و يارى به آنها نيز ابا و امتناع نداشتند . لذا اين استدلال كه « چون حكومت مشروطه ، مشروعه نيست بايد سرنگون شود » ، در حقيقت تخطئهء عملكردهاى تمامى اسلاف صالح ما و عملكردهاى خود مشروعهطلبان است .
هامش
( 1 ) . در اين باره بنگريد به گفتارى به همين قلم در كتاب حيات سياسى ، فرهنگى و اجتماعى آخوند خراسانى ، ص 595 - 598 و منابع مذكور در همان صفحات