11
9 داستان شيخ و آخوند « 1 »
اكبر ثبوّت
چكيده
در جنبش مشروطهء ايران ، شيخ فضل اللَّه نورى ، از ابتدا حضور نداشت ولى در مرحلهء پايانى به مخالفان استبداد پيوست و كمتر از يك سال بعد از مشروطهخواهان جدا شد . در مقابل ، آخوند خراسانى ، بر حكومت مشروطه تأكيد داشت و نسبت به حركت مشروعهخواهى شيخ فضل اللَّه نظر مساعدى نداشت . در اين مقال ، داستان شيخ و آخوند را در مشروطيّت مىخوانيد .
كليدواژهها : آخوند خراسانى ، شيخ فضل اللَّه نورى ، مشروطيّت .
در جنبش مشروطه ، بسيارى از علما و پيشوايان دين با ديدگاههاى گوناگون و از طرق مختلف ، نقشهاى فراوان و مؤثّر و البته متفاوت و حتى متضادّى ايفا كردند كه در اين گفتار ، به نقش دو تن از آنان مىپردازيم .
شيخ فضلاللَّه نورى در مراحل نخست از حركتى كه براى مبارزه با استبداد آغاز شده بود ، حضور نداشت و در مهاجرت به زاويهء مقدّسه حضرت عبد العظيم عليه السلام شركت نكرد . امّا در مرحلهء پايانى ( كمتر از يك ماه پيش از صدور فرمان مشروطيّت ) به مخالفان استبداد پيوست و در هجرت به قم با آنان همراهى كرد . پس از تغيير نظام حكومتى به مشروطه ، هنوز يك سال نگذشته بود كه شيخ نورى اندك اندك راه خود را از هواداران مشروطه جدا كرد و در صف مخالفان جا گرفت و از آن پس تا پايان عمر ، مهمترين هدفى را كه وجههء همّت خود قرار داد ، مبارزه با مشروطه بود كه
هامش
( 1 ) . شهروند امروز ، سال سوم ، شمارهئ 58 ( 20 مرداد 1387 ) ، ص 114 - 115