استغاثهء شريعت محمّديه را لبيك گويند . ان شاء اللَّه تعالى !
الاحقر محمّد كاظم الخراسانى . « 1 »
آخوند خراسانى ، در بارهء مبارزه با روس و انگليس اشغالگر و تصميم جدّىاش براى حركت به سوى ايران ، در جلسهاى به اصحاب خود چنين گفته است : « بهتر اين است شب چهارشنبه در مسجد سهله باشيم و از حضرت ولى عصر - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف - كمك بگيريم . از آن جا برويم شب جمعه كربلاى معلّى حضرت سيّد الشهداء عليه السلام از درگاه حضرت احديت ، خلاصى مسلمانان و رفع شرّ كفار را با تضرّع ، مسئلت و درخواست نماييم . تمام آقايان هم امورات لازمهء خود را انجام داده ، چه با ما چه بعد از ما ، الى يوم دوشنبه در كربلا مجتمع كه - ان شاء اللَّه - حسب القرار يوم سهشنبه ديگر بالاتّفاق از كربلا حركت و به كاظمين آمده ، پس از اجتماع در آن جا به آن چه تكليف اقتضا كند عمل و رفتار خواهد شد . فعلًا تكليف همين است كه عرض شد ، و خوب است به عموم خبر داده شود » . « 2 »
مرحوم آية اللَّه سيّد هبة الدين شهرستانى بيان كردهاند : « شب چهارشنبهء موعود ، تا اواسط شب در منزل مرحوم آخوند بوديم و مشغول بررسى حسابهاى مختلف و در تدارك سفر صبح زود و استاد هم سالم بود ؛ امّا متأسّفانه قبل از طلوع آفتاب ، خبر فوت او در سراسر عراق پيچيده و همگان مبهوت مانديم . آقا بعد از نافلهء شب وفات نمود . . . به احتمال زياد او را مسموم نمودهاند . عاش سعيداً و مات سعيداً » . « 3 »
مرگ ناگهانى آخوند آن هم در روزى كه قصد حركت از نجف و جهاد با روسها را داشت ، موجب اين شايعه گرديد كه دستى نهانى آخوند را مسموم كرده است ؛ بويژه كه ميرزا محمود حكيم ، كه سالها طبيب ويژهء آخوند و از احوال وى آگاهى داشت ، به ميرزا مهدى ، پسر بزرگ آخوند ، و ديگران گفته بود : « به آخوند سمى دادهاند كه اثرش
هامش
( 1 ) . تشيّع و مشروطيّت در ايران ، ص 148
( 2 ) . انديشه ، ش 7 ، ص 120
( 3 ) . علماى بزرگ شيعه از كلينى تا خمينى ، ص 341