2 . موضعگيرى عليه انحرافات فكرى و فسادهاى سياسى
در كتاب سيماى فرزانگان ، نامه و نوشتهء آخوند خراسانى و مازندرانى در قضيهء تقىزاده ، آمده كه حاكى از اسلامخواهى و مبارزات دينى دو عالم بزرگ شيعى است :
« منع تقىزاده از دخول در مجلس ملّى و مداخله در امور مملكت و ملّت ، بر عموم آقايان علما و اولياى امور و امناى دارالشورى كبرى و قاطبهء امرا و سرداران عظام و آحاد عسكر معظمه ملّيه و طبقهء ملّت ايران - ايّدهم اللَّه تعالى بنصره العزيز - ، واجب و تبعيدش از مملكت ايران فوراً لازم ، و اندك مسامحه و تعاون ، حرام و دشمنى با صاحب شريعت است . به جاى او فرد امين دينپرست و وطنپرور ، ملّتخواه صحيح التمسّك انتخاب فرموده ، او را مفسد و فاسد مملكت بشناسند و به ملّت غيور آذربايجان و ساير انجمنهاى ايالتى و ولايتى هم اين حكم الهى - عزّ اسمه - را اخطار فرمايند و هركسى از او همراهى كند در همين حكم است . و لاحول و لا قوّه إلّاباللَّه العلى العظيم و به جميع ما رقم .
قد صدر الحكم من الاحقر الجانى محمّد كاظم الخراسانى [ بذالك ] » . « 1 »
بدينترتيب ، سيّد حسن تقىزاده ، نمايندهء مجلس ، بر اساس حكم آخوند خراسانى و مازندرانى محكوم به تبعيد شد ؛ زيرا علاوه بر اين كه تقىزاده رفتار ضدّ علما داشت ، به شركت در توطئهء كشتن سيّد عبد اللَّه بهبهانى نيز متّهم بود . « 2 »
آخوند خراسانى همچنين در نامهاى به ناصرالملك ( نايبالسلطنه وقت ) ، نسبت به نظام ادارى فاسد رژيم قاجار و فساد و تبهكارى مالى آنها ، كه درواقع موانع آبادى و عمران كشور و تأمين رفاه حال عمومى بود ، هشدار داد : « . . . . از تكثير ادارات مضرّه ، و توسيع دواير مفسده ، و صرف ماليهء مملكت از مال ملّت مظلومه بپرهيزيد » . « 3 » ايشان
هامش
( 1 ) . سيماى فرزانگان ، ص 115
( 2 ) . تاريخ انقلاب مشروطيّت ، ج 5 و 6 ، ص 1337
( 3 ) . همان ، ص 16