تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

مقدّمه

1 . بيشتر تاريخ‌نگارىهاى كلاسيك ، به سمت مطالعه و بررسى چارچوب‌هاى غير شخصى حركت كرده‌اند . ادلّهء چندى براى مطرح شدن اين بديل وجود دارد كه گسترش علوم اجتماعى از آن جمله است . اين روىكرد ، همان قدر كه مىتواند تعادلى منطقى را در بررسىهاى تاريخى به ارمغان آورد ، به همان ميزان مىتواند در تفريطى آشكار ، به ناديده گرفتن يا كم اهميت شمردن نقش افرادى كه نامشان در تاريخ آمده بينجامد ؛ امّا ملاك برگزيده شدن جهت ثبت در تاريخ چيست و چگونه فقط عدّهء به نسبت محدودى در تاريخ برگزيده شده‌اند ؟ يك تبيين صريح اين است كه اين دسته از افراد ، در زمان خود افرادى مهم تلقّى مىشدند . اعمال و افعال فرمان‌روايان ، رهبران و انديشه‌وران ، بر حيات هزاران انسان ديگر تأثير داشته است . تبيين ديگر اين است كه بسيارى از قدّيسان و قهرمانان ، فقط از اين حيث كه افرادى بسيار غير عادى بودند ، در يادها مانده‌اند ؛ در حالى كه بيشتر انسان‌ها نه از قدّيسان هستند و نه از قهرمانان . البته عامل ديگرى نيز مىتواند در اين مسئله تأثيرگذار باشد و آن اين كه تاريخ را فاتحان مىنويسند ، نه شكست خوردگان . در نتيجه ، تاريخ‌نويسى گروه فاتح مىتواند بر اساس بزرگ و كوچك‌نمايىهاى غير واقعى مبتنى گردد . 2 . نهضت مشروطه ، جامعهء ايران را وارد دورهء چهارم حيات خود كرد . « 1 » اين رويداد مهم سدهء اخير كه دخالت مردم در نظام سياسى كشور را باعث شد ، ثمرهء زمينه‌هاى اقتصادى ، فرهنگى ، سياسى و . . . ايران بود ؛ امّا اين زمينه‌ها به تنهايى نمىتوانست نهضتى آن چنان را ايجاد كند و به عوامل بر انگيزاننده نياز داشت . مهم‌تر از آن ، انسان‌هايى كه بتوانند از اين علل محرّكه ، بهرهء كافى برده ، قيامى را بر پا دارند كه
هامش
( 1 ) . سه دوره پيشين عبارت‌اند از : 1 . ايران قبل از اسلام ؛ 2 . ايران بعد از اسلام تا عصر صفوى كه جامعهء ايران ، دين اسلام را پذيرفت و بخشى از حكومت‌هاى ديگر شناخته شد ؛ 3 . از عصر صفوى تا دورهء مشروطه كه ايران در سايهء مذهب تشيّع ، هويّت ملّى خود را بازيافت