فراموش نفرماييد كه اينها ، همه مربوط به همان 22 صفحهاى است كه پيشتر ياد شد ، يعنى حدود يك هفتم كلّ كتاب . و اگر بخواهيم به تعداد همهء اغلاط آن آگاه شويم ، بايد عدد اين اغلاط را در هفت ، ضرب كنيم ، حاصل ضرب نشاندهندهء مجموع اغلاط كتاب خواهد بود !
21 . گذشته از اغلاطى كه ياد شد ، افتادگىهايى هم مواردى از كتاب مشاهده مىشود ، از جمله در صفحهء 77 ، سطر آخر ، كه اين سطر ساقط شده است :
وذلك ان لم يوجب اولويه صدقها عليه تعالى فلم يكن بضائر به قطع ، و عدم اطلاع العرف على ذلك من الأمور الخفيه . . . .
همچنين در صفحات ديگر ، مطالبى ساقط شده كه خارج از 22 صفحهء مذكور است ، از اين رو ، متعرّض آنها نمىشويم .
22 . اغلاط ادبى و دستورى و رسم الخطى ( كه هيچ نيازى به نسخ متعدّد و مقابله ندارد ، بلكه با آشنايى با ادبيات ، مىتوان از آنها پرهيز كرد ) نيز ، در كتاب ، فراوان رخ داده است ، از باب نمونه :
الف . كلمهء معروف « أيضاً » « 1 » در سراسر كتاب به صورت « إيضاً » ضبط شده است ، از جمله در اين صفحات :
71 ، سطر 24 و 25 ؛ 70 ، سطر 13 ؛ 68 ، سطر 26 ، 13 ؛ 67 ، سطر 18 ؛ 64 ، سطر 11 ؛ 72 ، سطر 6 ؛ 74 ، سطر 17 ؛ 75 ، سطر 10 و 17 ؛ 77 ، سطر 9 ؛ و صفحات فراوان ديگر .
ب . در سراسر كتاب ، نوعاً حكم همزهء وصل و قطع با يكديگراشتباه شده است ، بدين معنا كه از نظر قواعد رسم الخط ، بايد همزهء وصل را بدون علامت « ء » و همزه قطع را با اين علامت مشخص كرد . اين علامت در حالت فتح و ضم ، روى « ا » ( أ ) و در حالت كسر زير آن ( إ ) قرار مىگيرد ، ولى همزهء وصل مطلقاً بايد بدون « ء » استعمال
هامش
( 1 ) . براى آگاهى از چگونگىهاى اين كلمه ، و اين كه در اصل ، عربى است يا غير عربى ، ر . ك : يادداشتهاى قزوينى ، ج 1 ، ص 152 و 153 .