بود و بعد از ايشان در حمايت برادر بزرگشان ميرزا محمّد آقازاده بزرگ بود . از اين رو ، به فضل و كمال شهرت داشت . مخصوصاً در اصول ، بسيار تبحّر داشت و حرفهاى آخوند كاملًا مدّ نظرش بود . حافظه و بيان خوبى داشت و در عين حال آدم زاهدى بود . از چيزهايى كه خودم شاهد بودم اين كه موقوفات بعضى از مدارس ، تحت نظر ايشان وصول مىشد كه بين طلّاب تقسيم مىكردند و تصدّى پرداخت وجوهى از ناحيهء مراجع وقت را هم داشت . مرحوم سيّد ابوالحسن در زمان حياتش از طريق ايشان چند مرتبه وجوهى تقسيم كردند و نيز مرحوم آية اللَّه بروجردى نيز توسّط ايشان وجوهى تقسيم مىكردند . حاج ميرزا احمد براى هر يك از وجوه بريّه كيسهاى مجزّا داشت . و هيچ تصرّف شخصى نمىكرد و حتى سعى مىفرمود يك دينار از اين كيسه به آن كيسه منتقل نشود . و اطلّاع داشتم كه تهجّد ايشان ترك نمىشد .
نسبت به حضرت سيّدالشهدا عليه السلام و روضهخوانى خيلى اهتمام داشت ، به گونهاى كه وقتى روضهخوان ، روضه مىخواند ، بىاختيار شانههايش مىلرزيد . در عين حال ، آدم با سياست و با كفايتى بود و قضايايى نيز نقل مىكنند كه جاى بسط آن نيست .
در زمانى كه ما طلبه شديم و حتّى قبل از آن ، پس از مرحوم آقا ميرزا محمّد آقازاده مىگفتند حوزه علميّه خراسان زير نظر ايشان بود . ولى بعد از شهريور سال 1320 و پس از تجديد حوزه ، اوّلين كسى كه پيشقدم شد ، مرحوم حاج ميرزا احمد بود . نقل شده در مسيرى كه به حرم مطهّر مشرّف مىشدند ، پاسبانى روسرى را از سرِ زنى در مدخل بازار بزرگ برداشته بود . حاج ميرزا احمد به وى معترض مىشود كه چنين نكند و او هم تمرّد مىكند ، ايشان عصايش را بلند مىكند و بر او مىزند . و اين اوّلين قيامى بود كه در مشهد ( عليه كشف حجاب ) انجام شد و پس از آن جلو تعرّض به زنها گرفته شد . ولى قبلًا من خودم بارها ديده بودم كه روسرى زنها را پاسبانها مىگرفتند و زير پايشان پاره مىكردند و آن بى چاره هم از خجالت و ترس خودش را به هم مىپيچيد و مىرفت .
اوّلين روضهاى را هم كه در مشهد داير گرديد ، توسّط ايشان در مدرسهء سليمان
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص١٨٩