خان برقرار شد ، و مرحوم حاج شيخ محمود حلبى براى اوّلين بار در آن مجلس منبر رفتند . بعد كم كم حوزه رونق گرفت و مدارس يكى يكى تحت تسلّط ايشان واقع شد و مدارسى هم كه درش بسته بود و توسّط اوقاف اداره مىشد ، همهء اينها را گرفتند و طلّاب در آن ساكن شدند . به جز مدرسهء نوّاب كه حاج ميرزا على اكبر نوقانى در آن جا سابقهاى داشت و قبلًا كتابخانهء مدرسه تحت تصدّى ايشان بود . از طرف مرحوم آقاى قمى ، بر اين كار ابقا و توليت آن جا به ايشان واگذار شد . بقيهء مدارس مشهد تحت نظارت حاج ميرزا احمد درآمد و امور حوزه را بسيار خوب مىگرداند . يعنى طلّاب از همان اوّل از رفتن به نظام وظيفه معاف بودند ، امّا با يك ضوابطى . و يكى از كسانى كه در اين كارها خبريت تمام و مديريت و اشراف كاملى به حوزه داشت ، مرحوم حاج شيخ حسين بجستانى بود كه مديريت دفتر مرحوم آقاى كفايى را داشت و به خوبى امور را اداره مىكرد . مقصود اين كه اين بزرگوار در عين اين كه داراى بيان بسيار خوب و معلومات كافى بود ، مرد زاهدى بود و همانطور كه عرض كردم در امور مالى خيلى دقيق بود . در امور مذهبى ، تهجّد ايشان ترك نمىشد . در اخلاق هم خيلى متواضع بود .
بعدها هم كه به درس ايشان رفتيم علاوه بر بيان و تسلّط ايشان بر درس و مطالب آخوند كه بسيار در مرتبهء بالاتر بود ، آن طلبهپرورى و عنايت به محصّلين ، قابل تقدير بود .
وقتى مىديدند كه بنده و امثال ما درس را مطالعه مىكنند ، با اين كه شاگردان باسابقه و پيرمردهايى در درس ايشان حضور پيدا مىكردند كه واقعاً مردان فاضلى هم بودند ، ولى ديگر آنها چنين اهتمامى به درس نداشتند ، خيلى ما را تشويق مىكردند و گاهى مىشد كه يك ربع درس را تأخير مىانداختند كه من و يكى از دوستانمان برسيم و گاهى مىگفتند كه : فلانى چرا دير كردى ؟ با اين كه ديگران در آمدن و نيامدن آزاد بودند .
يكى از سعادتهايى كه من داشتم اين بود كه در آن دوران اوليّه اساتيد ما نوعاً داراى اين مكارم اخلاق بودند . الآن هم در حوزه بحمداللَّه زياد هستند . منظور اين است كه در آن زمان ما چنين اساتيدى داشتيم .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص١٩٠