در 1336 ق نيز كه قيام مذهبى مردم نجف بر ضدّ انگليسىها آغاز شد ، ميرزا احمد از جمله رهبران مردم انقلابى بود . به نوشتهء عبد الحسين مجيد كفايى ، ميرزا احمد ، جزو مشاوران نزديك ميرزا بود و در پيكار بر ضدّ انگليسىها ، به قدرى مؤثّر و قاطع بود كه سرپرسى كاكس ، حاكم كلّ انگلستان در عراق ، هنگام پيشنهاد صلح ، يكى از شرايط ترك مخاصمه را تحويل هفده نفر از رهبران انقلاب دانست كه از جمله آنان ميرزا احمد بود . البته انقلابيان و مردم نجف هرگز او را تحويل ندادند و به همين علّت ، انگليسىها چند بار قصد ترور او را كردند كه در هر بار ناكام ماندند . يك بار نيز مأموران انگليس شبانه به خانهاش يورش بردند ، امّا او اندكى قبل از آن از منزل گريخت و شبانه از كربلا به نجف رفت . ظاهراً او غياباً محاكمه و محكوم گرديد ، امّا به دليل سير حوادث ، دستگير و اعدام نشد .
در زمان پادشاهى رضاشاه ( 1304 - 1320 ) كه عزادارى ممنوع بود ، وى آشكارا مراسم عزادارى را در مشهد برگزار مىكرد و پس از عزل و تبعيد رضاشاه از كشور ، وى دست به تشكيل هيئتهاى مذهبى زد و دهها هيئت در مشهد ايجاد كرد .
ميرزا احمد ، در مسجد گوهرشاد و يا در منزل خود براى جمعى از طلّاب درس مىگفت . درِ منزل او به روى عموم باز بود و در تمام عمر مورد توجّه و احترام مردم و رجال ايران قرار داشت . او در 7 ذى قعده 1391 ق ، مصادف با 6 دى 1351 در مشهد درگذشت . جنازهاش را با شكوه فراوان تشييع و در رواق حرم مطهر امام رضا عليه السلام دفن كردند . وى ظاهراً حاشيهاى بر كتاب كفايه پدرش نيز نوشته بود .
كتابنامه
1 . تشيّع و مشروطيّت ، عبد الهادى حائرى ، تهران : اميركبير ، چاپ دوم ، 1374 .
2 . مرگى در نور ، عبد الحسين مجيد كفايى ، تهران : كتابفروشى زوّار ، 1359 .
3 . نقش علماى شيعه در رويارويى با استعمار ، سليم الحسنى ، ترجمه : محمّد باهر صفاء الدين تبرائيان ، تهران : مؤسسهء مطالعات تاريخ معاصر ، 1378 .