تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
اللَّه عليه ) نقل كنم كه شبى در « گعده » ( - قعده : جلسه‌هاى غير رسمى و دوستانه ) منزل مرحوم آقازاده ، پدرم و برخى ديگر از اقران او كه جملگى از شاگردان و مستفيدان درس مرحوم آقاى آقازاده بودند شرف حضور داشته‌اند ، در بارهء معناى عبارتى از كفاية الأصول ميان مرحوم آقاى آقازاده و برادر كوچك‌ترشان مرحوم آقاى حاج ميرزا احمد كفايى خراسانى ( آقازادهء دوم ) بحث در مىگيرد ، به « إن قيل و قُلت » « 1 » منجر مىشود و ظاهراً مرحوم آقاى آقازادهء نجفى سخن برادر خود را ناصواب مىديده و تصديق آن را نمىفرموده است . ولى مرحوم آقاى حاج ميرزا احمد در صحّت نظر خود پافشارى مىكرده است و كار بدان جا كشيده كه مرحوم آقاى آقازاده فرموده بودند ، كفايه را من نوشته‌ام و اين را كه تو مىگويى قطعاً مقصود مرحوم آقا ( يعنى آقاى آخوند ) و خودم كه آن را نوشته‌ام نيست . مرحوم آقاى حاج ميرزا احمد كه سخت حاضر جواب بود ، در ردّ سخن برادر بزرگ‌تر خود مىگويد : پس به همين جهت است كه مزخرف است ! و مرحوم آقاى آقازاده چنان به خنده مىافتد كه محاسن خود را با دست محكم مىگيرد كه خنده بر او غلبه نكند و با صداى بلند نخندد ( البته مُغلق بودن و فشرده بودن بسيارى از عبارات كفايه مسلّم است و به همين جهت است كه طلبه‌اى كه بر استاد خود كفايه را به خوبى خوانده و به درستى فهميده باشد ، قريب الاجتهاد شناخته مىشود ) . هم چنان كه اشاره كردم مرحوم آقازاده در مدّت قريب بيست سال ، مجتهد متنفّذ و مبسوط اليدى در سر تا سر خراسان شناخته مىشد . نيز پدرم حكايت كرد كه روزى با جمعى از هم‌دوره‌ها در خدمت استادمان آقاى آقازاده نشسته بوديم . پيش‌خدمت وارد شد و گفت جناب والى ( به نظرم نيّرالدوله ، استاندار و حاكم وقت خراسان ) در آن اطاق منتظر شرف‌يابى است . ما ( يعنى پدرم ) و ديگر
هامش
( 1 ) . معناى اين دو كلمه اين است كه : « اگر بگويند مىگويم » . و اصطلاحاً مقصود از اين عبارت آن است كه درمطلبى كه در مورد بحث و گفتگو قرار گرفته يا مىگيرد كه سخن از اشكال و ردّ اشكال در آن فراوان به ميان مىآيد .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 163 | مهدى مهريزى وهادى ربانى