تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
فرموده و بعضاً با نظريّات و مبانى اصولى استاد مرحوم او شيخ انصارى ( رضوان اللَّه عليه ) سازگار نبود ، براى فضلاى حوزهء علميهء مشهد مقدّس تدريس و تبيين مىكرد . و كتاب معروف پدرشان كفاية الأصول را كه از زمان تأليف آن تاكنون ، اين كتاب به ضميمهء كتاب فرايد الأصول ( معروف به رسائل ) تأليف شيخ اجلّ انصارى ، به عنوان دو متن درسى « كلاسيك » علم اصول الفقه در جميع حوزه‌هاى علميهء شيعه در سراسر عالم ( ايران ، عراق ، هند ، پاكستان ، افغانستان ، سوريه ، لبنان و غيره ) معيّن و مشخّص است ، تشريح و تفسير مىكرده است . در اجازهء افتا و اجتهادى كه مرحوم آقاى آخوند براى اين پسر والاگهر خود مرقوم فرموده چنين نوشته است : « . . . ولدي ميرزا محمّد - جَعلني اللَّه فداه و مِن كُلِّ سوءٍ وَقاه - صَنّفَ و أجاد ، و بَلَغَ رُتبة الاجتهادِ ، فلَه حقُّ الإفتاء و القضاء و الحكومة بين الناس » . « 1 » و تاريخ اين اجازه‌نامه ، سال 1325 قمرى ، يعنى كمى بيش از سه سال پيش از وفات مرحوم آقاى آخوند است . و مسلّم است كه فقيه والامقام دادپرور مشروطه‌خواه متشرعى چون آخوند خراسانى ، تا اعتقاد قطعى و يقين قلبى بر صلاحيت كامل ، علم ، تقوا ، حسن استنباط و رسوخ « ملكهء اجتهاد » كسى نداشته باشد قطعاً چنين اجازه‌اى را با چنان عبارات براى او - حتّى اگر فرزندش هم باشد - صادر و با اين تأكيد بليغ ، اهليت و صلاحيت او را تثبيت نمىكند . مرحوم آقازاده ، در طول سنوات مذكور به إفاضهء علمى اشتغال داشته و به تمام معناى كلمه ، درس خارج ايشان نظير و مانندى در تمامى ايران نداشته است ؛ زيرا كسى ديگر چون او به طور كامل محيط و مطّلعِ بر مبانى و مبتكرات مرحوم آقاى آخوند نبوده است . بد نيست حكايت يا روايتى را مستنداً از قول مرحوم پدرم ( رحمة
هامش
( 1 ) . يعنى « پسرم ميرزا محمّد - كه خداى تعالى مرا فدايش گرداند و او را از هر بدى در پناه خويش‌نگه دارد - ، كتاب‌هايى تصنيف كرده و به خوبى از عهدهء آن برآمده ، و به رتبهء اجتهاد رسيده است . حقّ فتوا صادر كردن و قضاوت و فصل خصومات را به دادگرى ميان مردم داراست » .