تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
سران جنبش و گردانندگان سياست ايران توجّهى به خواست روحانيان نجف نشان ندادند . آخوند از رفتار آنان ناخرسند گرديد و از دولت به شدّت انتقاد كرد ، امّا از اصل مشروطيّت اعتقاد نبريد . زمانى كه خبر اولتيماتوم روسيه به ايران ، در 1329 ق ، به گوش وى رسيد ، فتوايى صادر و كالاهاى روسى را تحريم كرد و مردم ايران ، از خريد و فروش كالاهايى كه از روسيه مىآمد خوددارى كردند . مردم ، چاى را براى آن كه قند روسى مصرف نكنند كنار نهادند و به جاى چراغ كه در آن نفت روسيه مىسوخت ، شمع روشن كردند . حتى كودكان شيشهء دكان كسانى كه اقدام به فروش اجناس روسى مىكردند مىشكستند . پيش از اولتيماتوم نيز ، آن هنگام كه نيروهاى نظامى روسيه به سوى مركز ايران پيش مىآمدند ، آخوند ، نامه‌ها و تلگراف‌هايى براى مجلس و دولت و سفير ايران در روسيه و علما و آزادىخواهان و سفير روس در بغداد فرستاد و در آنها خطر دخالت نظامى روسيه را گوشزد و سعى در بر انگيختن احساسات ملّى مردم كرد . دخالت آشكار انگليس در امور ايران نيز ، كه براى راه‌هاى جنوب كشور نيروى امنيتى مستقر كرده بودند ، خراسانى را به همان شدّت به مخالفت و هشدار دادن به دولت و مردم ايران واداشت . « 1 » وى كه با مشاهدهء اوضاع بحرانى ايران ديگر توقّف در نجف را جايز نمىديد ، تصميم به آمدن به ايران گرفت و برخى مجتهدان طراز اوّل نجف ، كربلا ، كاظمين ، سامرا و جمعى از طلّاب و مردم عراق نيز با وى عازم شدند . خراسانى چون احتمال درگيرى با قواى دولتى را مىداد ، براى بسيج نيرو اعلان جهاد كرد و برخى قبايل عراق ، از جمله بنى ارَم ، ربيعه ، تميم ، بنى حسن ، آمادگى خود را براى جهاد به رهبرى وى اعلام كردند . در ميان هم‌راهان خراسانى كسانى چون محمّد تقى شيرازى ( ميرزاى دوم ) ، سيّد كاظم يزدى ، شيخ عبد اللَّه مازندرانى و آقا نجفى قوچانى بوده‌اند
هامش
( 1 ) . تاريخ هيجده سالهء آذربايجان ، ص 150 .