و تدريج ربطى بحريم قدس نخواهد داشت بلكه مرتبه نازل علم ازلى بر اساس تدريج و كثرت است و مراد از حضور ذات اشياء و علم ربوبى اين مرتبه نازل است كه بمنزله نقطه ثابت است .
بعبارت ديگر هر آنچه از خصوصيات و لوازم تشخص هر موجودى با اينكه كثرت و بىنهايت است بوجوداتها البسيط الوحدانى در علم ازلى ثابت بوده و خواهد بود و بوجوداتها الكثير بطور تدريج و حضور وجودى علمى خواهند داشت و پس از نظام خلقت بر آن اضافه مىشود كه بوجوداتها التدريجى اضافه بر حضور علمى مىشود و آن عبارت از حضور وجودى در نظام طبع است كه زائد و ظهور نازل از علم بسيط نورى است و بدين لحاظ نظام خلقت كه بر اساس تدريج و بىنهايت است بقياس علم كبريائى نقطه فرضى در حيطه تدبير خواهد بود .
از افلاطون حكيم نقل شده كه علم كبريائى باشياء معيت قيوميه دارد و اضافه علم به آنها اضافه فاعليت و خالقيت كبريائى نسبت به آنها است و اشياء بصورها الوحدانى البسيط در علم كبريائى حاضر بوده از ازل نه زائد بر ذات و صورتها عارضى بر ذات قدس نيستند بلكه از قبيل لوازم متأخر از ذات بوده و خللى بوحدت قدس نخواهد داشت زيرا كثرت صورتها طبق ترتيب و در اثر سببيت و مشيت است .
اين گفتار بر اساس تصحيح قول حكيم است و گر نه نسبت به قبل نظام خلقت نظرى نداشته بلكه گفته لا علم و محتمل است مراد خود باشد .
بالاخره مراتب و منازل امكانى از عوالم قضاء و تقدير و محو و اثبات بر حسب اختلاف كثرت و تعدد داشت منازل چهارگانه قضاء و تقدير و محو و اثبات از آيه كريمه
إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
استفاده شده و در روايت ديگر بشرح آن پرداختهايم و مراتب نازل علم كبريائى ظلال و بمنزله شرح و بسط وجود وحدانى بسيط است و نازلترين مراتب علم فعلى كبريائى عالم طبع كه بر اساس