از جهتى باشد تحقق و تشخص خارجى مفهوم نخواهد داشت .
و بعبارت ديگر تقدير عبارت از تصور بطور كلى است در باره امر جزئى خارجى كه از جهاتى بايد كليات آن صورت جزئيت و تشخص بيابد مثلا تقدير در باره بناى مسكن كه از جهات بسيارى كليت و ابهام دارد و لازم تحقق مسكن در نظام خارج به آنست كه از همه جهات امتياز و تشخص بيابد مثلا از لحاظ مكان و زمان و اجزاء و مصانع و مهندس و مباشر و نقشه و هزينه و مدت و فصل تابستان و وقت شروع و آغاز و هنگام پايان مسكن و بايد در باره هر يك از اين امور كه ركن بناگذارى مسكن است صورت و قدر معين اتخاذ شود و چنانچه در باره يكى از اركان و شرايط اهمال شود به نتيجه مثبت نخواهد رسيد .
قوله و بالقضاء ابان للناس أماكنها و دلهم عليها :
قضاء عبارت از حكم به آنست كه موجودى كه همه شئون وجودى آن تشخيص شده شايسته تحقق خارجى است شاهد آنست كه هرگز پديدهاى صورت نگيرد و بهرهاى از وجود نبرد جز اينكه حكم و قهر ربوبى صادر شده و اذن داده شود كه وجود آن را فرا بگيرد در حقيقت در اثر رابطه محض كه هر موجودى با مقام ربوبى دارد مقتضى است در باره هر تحول و هر لحظه حكم صادر شود و نتيجه اين حكم تحقق و مضى خارجى و تشخص محدود آن خواهد بود و محتمل است مراد از جمله
( ابان للناس اماكنها )
آن باشد كه پس از تقدير و تشخيص حدود امرى بايد از مقام ربوبى فرمان صادر شود كه اين امر شايسته تحقق است و موقعيت و مكانت آن آنست كه بعرصه ظهور و تحقق درآيد و نيز محتمل است در اثر اينكه مكان و جهات و وضع هر موجود خارجى براى آنست كه امر حصول و تحقق خارجى بيابد و به صورت مادى و ذات وضع است درآيد بالاخره قضاء و فرمان مقام كبريائى كه امر معنوى است ظهور آن در خارج تحقق همان امرى است كه مورد حكم قرار گرفته است
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٢٣