تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
و محتمل است مراد آن باشد كه صنع و آفرينش او ظهور مشيت و صلاح نظام است بدون اينكه غرض و فايده از آن مترتب شود و ساحت ربوبى منزه از آنست كه از صنع خود استفاده نمايد بلكه او غنى على الاطلاق است و فيوضات او عوالم امكانى را پيوسته فرا گرفته است . قوله فبالعلم علم الاشياء قبل كونها : توضيح بيشترى است كه علم ازلى بآثار كبريائى عين علم بذات قدس و نيز عين علم بصفات وجودى است و علم بآثار امكانى او مانند علم ذاتى ازلى است و ساير مقامات مشيت و تقدير و تكوين متأخر و از شئون امكانى و ظهورى نازل از مقام علمى ازلى است . قوله و بالمشية عرف صفاتها و حدودها : نظر باينكه موجودات عوالم امكانى با كثرت بىنهايت و ابديت آنها بطور بساطت حقيقى از شئون علم ازلى است و عوالم بوحدتها البسيطة شأنى از علم ربوبى است زيرا كثرت و تعدد آثار و افعال در صنع قدس ربوبى مفهوم ندارد بلكه وحدت حقيقى و بساطت و احديت كبريائى مقتضى است كه هر چه در آن مقام رفيع باشد نهايت بساطت داشته وحدت و بساطت مجهول الكنه و غير قابل ادراك است . بر اين اساس مقام مشيت مرتبه نازل و از جمله مظاهر امكانى است كه توأم با صفات و حدود و كثرت معنا خواهد بود هم چنان كه در طبايع كلى و صورتهاى جزئى لازم صفات آنها كثرت و تعدد و اختلاف خواهد بود از اين نظر كثرت لازم وجود مثالى است و اينكه شىء خواسته شده مورد ادراك قرار گرفته و انشاء علمى و ايجاد ادراكى است هم چنان كه فعل و آفرينش انشاء كونى و وجود خارجى است .