فاعل و صورت و از هر لحاظ تدبير شئون جنين را عهدهدار خواهد بود .
و از بيان گذشته استفاده شد كه روح هنگام تعلق به جنين نيروى غيبى و شعاعى از اشعه ملأ اعلى بوده ولى حايز مقامى نبوده و از ساير ارواح بشرى امتياز وجودى نداشته جز در مقام علم و احاطه و شهود مقام كبريائى و در اثر تنزل از آن مقام رفيع و تعلق تدبيرى به جنين مرتبهاى از وجود خاص به خود را در اين نظام حايز شده و از مرتبهاى از كمال وجودى خاص به خود بهرهمند گشته و از طريق تعلق و تدبير در باره بدن عنصرى راه ابديت را خواهد پيمود و از نظام تعلق رهائى يافته بنظام ديگر ابدى انتقال خواهد يافت .
بر اين اساس روح هنگام نفخه و دميدن و تنزل به اين نظام طبع و تعلق وجودى به آن روح موجود مجرد ملكوتى نبوده و فاقد نيروى ادراك بوده و هر چه داشته فقط افتضاء بوده از اين نظر براى روح در اثر دميدن به جنين سير كمال معرفى مىشود كه بدين طريق بمرتبهاى از وجود نائل شده و راه ابديت خواهد پيمود .
و تعبير باينكه چگونه روح مجرد ملكوتى از مقام اعلى تنزل داده شده و بجنين تعلق تدبيرى يافته سير و حركت انحطاطى است اين نظر مورد انتقاد است بلكه اساس سير و تكامل بشر و جهان بر آن استوار خواهد بود و فقط بدين طريق راه ابديت مىتوان پيمود .
و الحمد للَّه زنة عرشه
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٢٥