تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
موجود بلكه از طريق استدلال بآثار و آيات و افعال و علائم و در باره حريم كبريائى دليل و برهان نخواهد بود از نظر بساطت حقيقى او ولى از نظر توجه بعالم وجود و حوادث و حركات كه بر اساس نظام متيقن است بطور صريح استفاده مىشود كه قيوم على الاطلاق و قادر توانا اين نظام را ايجاد نموده و به پا داشته و چنانچه اين نظر استدلالى ثبات بيابد و بطورى كه در روان تأثير نمايد در روان رسوخ نموده و روان تقويت شده و از قوه و استدلال به صورت فعليت و شهود خواهد در آمد آنگاه روان از حد نفسيت به حد عقلانى و شهود كامل در آمده بطورى كه محتاج بتوجه بدليل نباشد بلكه بطور بداهت و شهود قلبى از معرفت استدلال بمرتبه شهود و بداهت رسيده آنگاه ايمان اكتسابى و استدلالى به صورت ايمان شهودى و ذاتى خواهد در آمد . مفاد اجمالى كريمه
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ
آنست كه موجوديت ماهيات بوجود است و اصل حقيقت وجود لذاته موجود است و بنفسه واجب الوجود و متعين بالذات است بتعين ذاتى نه بتعين زايد و نيز هر معلولى و مخلوقى داراى ماهيت و حد و جزء است بالاخره در او شائبه نقص خواهد بود از اين نظر محتاج و وابسته به غير خواهد بود يعنى غير موجود لذاته است و حق تعالى و تقدس نفس حقيقت وجود و وجوب بذاته و تعين است . بدين بيان مفاد ضمير هو آنست كه حق تعالى حق و بسيط حقيقى است و موجود بذات است و جز او از موجودات همه موجود وابسته به غير است و آنچه موجود به غير است نميتوان به آن اشاره بضمير هو نمود زيرا استقلال وجودى ندارد و قائم بذات نيست بالاخره ماهيت حق تعالى عين هويت و حقيقت او نفس تعين و بساطت او خواهد بود از اين نظر موجودى است مجهول الكنه كه بضمير هو اشاره نموده همانا ساحت كبريائى خواهد بود يعنى هويت ذاتى قائم بذات خود باشد و هرگز قائم و وابسته به غير نباشد و در حيطه آگهى غير قرار نگيرد از اين نظر اسم و حد
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 232 | محمد حسينى همدانى نجفى