از جمله لازم صفت قيوميت ساحت كبريائى آنست كه با احديت حقيقى او هرگز مكانى و يا زمانى خالى از احاطه قيوميه او نخواهد بود همچنين امور جزئى و حوادث و رويدادها و جزئيات مادى از جمله اعمال روانى و جوارحى بشر است بر وجه جزئى و حضورى و شهودى در حيطه علم و شهود حريم كبريائى خواهد بود و علم و شهود بسيط او آنچنان احاطه بر عوالم دارد كه همه حوادث جزئى نيز مرتبهاى نازل از علم و شهودى كبريائى خواهد بود و در اثر همين رابطه است كه همه موجودات در سير و حركت ذاتى و سير كمالى خود متوجه حريم قدس او خواهند بود و بسوى او سوق داده ميشوند .
هم چنان كه در اثر شدت و ضعف مراتب موجودات ممكن است به صورت مباينت در آيد هم چنان كه وجود بحت و بسيط ازلى سنخ ديگر است بقياس موجود ظلى توأم با نواقص و عاريتى به همين قياس در همه صفات وجودى نيز هرگز ساحت ربوبى مماثل و يا مشابه با مخلوق و بشر نخواهد بود از اين نظر قدرت قاهره او غير از قدرتى است كه به بشر موهبت شده همچنين علم او غير از علم عاريتى و توأم با جهل و عارضى بشر است بالاخره هم چنان كه موجودى مساوى و يا مماثل و يا شبيه ساحت ربوبى نبوده در هيچ يك از صفات نيز اين چنين نخواهد بود همچنين سنخ فعل او كه از كتم عدم و از لا شىء است .
در ذات احديت او جهتى كه منافى با وجوب وجود باشد نخواهد بود جز سلب اعدام و نواقص همچنين علم و احاطه حريم كبريائى او بجميع اشياء موجودات و هم در اين شهود ذاتى مشهود هستند بشهود علمى او كه عين وجود احديت او است و اسماء و صفات حسنى بمعانى بسيار وسعه آنها همه موجودند بوجود احديت به سمت قيموميت بر موجودات .
( و الحمد للَّه زنة عرشه )
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٢٩