تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
و تكرار نخواهد بود از نظر اينكه امتيازى در صرف و حقيقت شىء نخواهد بود . و اجسام و ماديات به تبع حركات آنها در زمان قرار ميگيرند بر حسب ماهيات و ذرات آنها از اين نظر موجودى كه از مقوله حركت و تبدل نباشد و همچنين متحرك نباشد و علاقه به متحرك نيز نداشته باشد هرگز واقع در زمان نخواهد بود از اين نظر نميتوان از او به كلمه متى و بطور استفهام از چگونگى وجود او سؤال نمود و از جمله لوازم موجود زمانى آنست كه چنانچه نسبت آن به زمان از قسمتى منقطع نشود بجزء ديگر از زمان نسبت نخواهد يافت . مثلا موجود در اين روز غير از موجود در زمان و زمانهاى ديگر است ولى از نظر اينكه ساحت قدس ربوبى محيط به همه موجودات و به همه زمانيات و نسبت او به همه آنها قيموميت است كه همه به او وابسته‌اند و نسبت او به همه مراتب موجودات متغيره و يا ثابت و مجرد و مكانها همه نسبت واحده است بدون اينكه در ساحت قدس ربوبى او تغيير و يا تجدد و يا زوال در ذات و يا در صفتى از صفات او رخ دهد . و همچنين نسبت اضافه او از اين نظر صحيح است باينكه لحظه‌اى از زمانها از قيوميت او خالى نخواهد بود و منزه از عروض تغيير و تحول و حدوث و يا زوال در ذات كبريائى و يا در صفات قدس او رخ دهد اين از نظر فردانيت و احديت حقيقى او است . نهايت احديت كبريائى مقتضى آنست كه با همه موجودات كه از فيض او بهرمند شده معيت قيوميت داشته باشد و نهايت تنزيه ساحت او از نقص و كمال علو او همانا قرب و احاطه بر موجودات است و يگانه فرد قائم بذات است كه موصوف بصفت صمد و اينكه همه ما سواء نيازمند باويند وجود او بىنياز از ما سواء موجودات مىباشد از نظر اينكه نور قاهرى است كه بر همه ما سواء احاطه دارد و نزديكتر است به آنها از وجود آنها زيرا نسبت آنها به خود بطور امكان است و بقيوم آنها نسبت وجوب و لزوم است و نسبت وجوب تأكيد نسبت بامكان است