در موطن شهود نحوى از انحاء وجود خواهد بود .
اتحاد ذاتيات با ذات اتحاد حقيقى است مانند فرد خارجى انسان مثلا كه وجود او بعينه وجود ذاتيات او است مانند انسانيت و ناطقيت و حيوانيت و حساسيت كه همه داخل و جزء ذات او است و همه محمول هستند به او بالذات و بهوهو نه مانند صفات خارجى مانند ضاحكيت و كاتبيت كه معانى آنها خارج از معانى ذات فرد خارجى است كه حمل آنها بالعرض خواهد بود نه بالذات و نسبت صفات وجودى به حريم كبريائى نسبت ذاتيات است بذات قائم بالذات كه تحقق خارجى صفات جز در حريم كبريائى نخواهد بود .
هم چنان كه گفته مىشود ( انه تعالى بذاته الاحدية البسيط بحسب المصداق و الخارج هو عين هذه الصفات الوجودية الوجوبية ) .
بعبارت ديگر وجود حقيقت واحده است و مرتبه كامل احديت بسيط الهيه است و مراتب نازل رشحاتى از فضل وجود او در مرحله امكانى بطور فيض وجود اشعهئى تابيده كه از شئون صفات ذاتى او است و وجودات امكانى در اثر نقصان آنها بمنزله اشعهئى از نور الانوار هستند كه در اثر قرب و بعد ، داراى مراتب بسيار خواهند بود و از صفات وجودى نيز به همين قياس بهرمند خواهند بود .
( و الحمد للَّه زنة عرشه )
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٢٥