نسبت بامر خواستهئى مورد مؤاخذه قرار گيرد و سبب ندامت ساحت ربوبى گردد زيرا ندامت و پشيمانى از حالات نفسانى است كه هر عمل و فعلى را بخواهد اقدام نمايد پس از تروى و تفكر در باره صلاح آن آنگاه اقدام به عمل نمايد هم چنان كه بشر هر عملى كه بطور اختيار اقدام نمايد بر اساس تدبير و تروى و تفكر و انديشيدن در باره عاقبت آن و بدون اين مقدمات هرگز اقدام به عمل نخواهد نمود ولى ساحت قدس ربوبى از نظر اينكه عواقب امور بر او آشكار است هرگز خطاء و يا اشتباه بر او رخ نخواهد داد همچنين از حالت ندامت و پشيمانى كه از قصور فكر است منزه خواهد بود .
قوله
: و لا تأخذه سنة و لا نوم
: بيان صفت سلبى است كه بر ساحت قدس ربوبى هرگز حالت خستگى و خواب و زبونى رخ نخواهد داد و اين از حالات بشرى و حيوانى است كه در اثر به كار بردن نيروى جوارحى و عروض خستگى و فرسودگى محتاج باستراحت و آرامش خواهد شد و ساحت ربوبى موجود بسيط قائم بذات و منزه از ماديت و جسمانيت و عوارض خواهد بود .
قوله :
له ما في السماوات و ما في الارض و ما بينهما و ما تحت الثرى
: دليل و برهان بر تنزيه ساحت ربوبى از نواقص امكانى و عوارض است زيرا همه نواقص و امكانات در اثر آنست كه وجود هر موجودى و مخلوقى عارضى و زايد بر ذات و ماهيات موجودات مىباشد و خالق و آفريدگار جهان موجود بحت و بسيط و قائم بذات است و همه آثار و افعال كه نظام خلقت از آنها صورت ميگيرد استناد بساحت ربوبى دارد بر اين اساس خالق از نواقص كه موجودات و مخلوقات دارند منزه خواهد بود و در اثر نواقص كه در موجودات جهان است سبب تأثير و تأثر و فعل و انفعال و حركت و سوق بسوى كمال صورت خواهد پذيرفت و چنانچه بفرض اين اختلاف بىشمار در موجودات جهان نبود هرگز