به دنيا خواهد داشت و نيز علايقى كه بآثار نيك و يا بد خود در دنيا دارد و بيگانگان در اثر علاقه قلبى بمال و منال و آثار خود در دنيا كه سبب حسرت و اندوه آنان خواهد بود از اين نظر روح از نظر علاقه آنها كمال ارتباط را با زندگى دنيوى خود دارد .
و در آيه كريمه تعبير بجمله
ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ
نموده و همه اعمال او براى او باز گو مىشود و در صفحات خاطرات او احضار مىشود همچنين در آيه كريمه
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا
غدو و عشي صبح و شام تعبير شده است شاهد آنست كه كمال ارتباط با زندگى دنيوى دارد و گر نه در نشئه برزخ صبح و شام مفهوم ندارد .
با توجه باينكه صفحات ساعات و لحظات زندگى هر فردى كه در عالم برزخ ارائه مىشود نه بطور ارتسام و يا حلول و يا ارائه است كه خارج از كمون روح و روان باشد بلكه همان ذات و ذاتيات و مكمن غيبى روح است كه بار دگر به او باز گو مىشود و متفرقات حركات و حوادث كه در درون خود خاطرات نهفته داشته بار ديگر به او ارائه مىشود و بروح تمثل مىيابند و مكامن روح به نيروى غيبى در او حاضر ميشوند و روح بسر گذشت پراكنده زندگى خود آگاه مىشود و همه را در لحظهاى بطور دائم مشاهده مينمايد و در درون خود مىيابد و بطور انفصال و جدائى و ارائه صفحه خارجى نخواهد بود .
بعبارت ديگر عالم برزخ صحنه شهودى است كه همه متفرقات و سرگذشتهاى زندگى كه بر هر فردى گذشته است بطور جمعى در روح او همه حاضر ميشوند و روح همه خاطرات و لحظات زندگى خود را مىيابد و با تمام قواى وجدانى بينائى و شنوائى معنوى و باطنى همه حركات روانى و قلبى و جوارحى خود را مىبيند و مىشنود و مىيابد بطورى كه چيزى از آنها مورد فراموشى و يا عدم توجه قرار نخواهد گرفت از نظر اينكه همه حركات روانى و جوارحى و سرگذشتهاى او جزء ذات و ذاتيات