و سير وجودى و جوهر وجودى خود او مىباشد و روح كه در عالم برزخ و شهود مجرد از ماديت است همه سرگذشتهاى خود را واجد است و جزء ذاتى و شهودى او خواهد بود .
محال است موجود مجرد آنچه واجد است فراموش نمايد و به آنان توجه ننمايد و لازم عالم مثال و شهود احضار و افاضه و ارائه همه مكنونات و ذاتيات روح خواهد بود و لحظهاى از آن آنچه در كمون روح است مورد فراموشى قرار نخواهد گرفت با توجه باينكه نيروى باطنى روح نيز واحد است .
و نيز شهود و حضور نيروى متخيله هر چه را كه جزء ذات و ذاتيات آن بوده حتم است و استناد به نيروى غيبى دارد هم چنان كه از جمله محضرا استفاده مىشود كه خواه ناخواه نيروى متخيله همه موجودات ادراكى خود را مىآفريند و در ظرف خيال بطور مثال حاضر و شاهد خواهد بود بلكه از مقوله ظهور و بروز و رشد و كمال سيرت عقيده و عمل اختيارى در عالم برزخ است .
و به منظور توضيح بيشترى در باره تمثل و شرح وجود مثالى در عالم برزخ از كريمه
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
ميتوان استفاده نمود هم چنان كه روح قدسيه مريم صديقه عليهما السّلام در اثر نيروى طهارت توانسته است كه جبرئيل امين عليه السلام را با قلب خود مشاهده نمايد زيرا جبرئيل بوجوده المجرد بحضور صديقه مريم حاضر شد و مژده را به او اعلام نمود نه به صورت انقلابى باينكه بحقيقت جبرئيل به صورت و سيرت بشر در آيد .
بلكه به همان صورت اصلى مجرد بر قلب نورانى مريم صديقه خود را ارائه داد بطورى كه مريم صديقه نيز با قلب نورانى خود جبرئيل را مشاهده نمود و از احاطه جبرئيل بر قلب و سراسر وجود مريم صديقه نيز جبرئيل را كه با قلب خود مشاهده نمود سهل است با ديدگان نيز مريم صديقه جبرئيل را مشاهده نمود يعنى در اثر احاطه جبرئيل امين بر قلب و سراسر روح طاهر صديقه بر ديدگان