در نتيجه اينكه عالم قيامت عبارت از تحكيم رابطهء تدبيرى و جذبهء روح است نسبت به بدن خود كه از صورت خاكى به هيئت بدن مادّى نورانى كامل و مستكفى خواهد درآمد در حقيقت همان علاقهء تدبيرى و جذبهء ذاتى كه در دورهء ممتدّ عالم برزخ روح با بدن مادّى و يا خاك آن داشته همين علاقه تدبيرى و جذبهء ذاتى بار ديگر در آستانهء قيامت تجديد خواهد شد . يعنى روح با بدن نورانى كه مثل و به هيئت بدن عنصرى دنيوى او بوده متّحد شده و به عرصهء قيامت قدم خواهد نهاد .
پس قول به اينكه در آستانهء عالم قيامت كه روح سير تكاملى و تجرّد حقيقى خود را پيموده يعنى رابطهء آن با بدن مثالى و وجودات مثالى پايان يافته و تعلّق روح به بدن مثالى و صورتهاى مثالى او پايان يافته . بالاخره تجرّد كامل يافته بدين لحاظ محال است روح مجرد كه بار ديگر به طور قهقرى تجرد كامل خود را رها نماند و به سوى ماده و بدن عنصرى تمايل كند . و از نظر اينكه ضدّ حركت جوهرى است تمايل روح به بدن محال است . بلكه در آستانهء قيامت روح تعلّق به بدن مثالى و صورتهاى مثالى خود را رها خواهد نمود و به عالم تجرّد كامل از هر گونه تعلّق به وجودات مثالى و تعلّق به بدن مثالى آن نيز پايان يافته و از هر لحاظ روح تجرّد كامل يافته . اين قول كه مستلزم آن است كه عالم آخرت ، عالم تجرّد روح از هر گونه علاقه چه مادّيّت و چه لوازم مثالى و صورتهاى مثالى مجرد باشد . اين نظر يعنى عالم آخرت نظام مجرد كامل روح از هر گونه علائق برّى باشد اين نظر بر خلاف ظواهر آيات قرآنى است . بلكه عالم آخرت عبارت از تجديد و تحكيم رابطهء روح در عالم برزخ با بدن مادى خود داشته و جزء عامل بوده و با آن وحدت داشته و متّحد بوده ، اين رابطه و جذبهء تدبيرى روح نسبت به بدن غير قابل زوال است . و در عالم قيامت همان رابطهء تدبيرى روح با بدن تجديد و تحكيم خواهد شد .
و به مشيت حقّ سبحانه و تعالى خاك بدن هر فردى از بشر از اقطار عالم گرد
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة معاد جسمانى و روحانى 3
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
صمعاد جسمانى و روحانى ٣