طبع است و ادراك جسم و عوارض آن بوسيله حس ظاهرى است و نفس و عوارض درونى آن از عالم برزخ و مثالى است و ادراك آن بوسيله حس باطنى است كه تعلق بامور جزئيه و منبعث از نفس است .
و ديگر مقام عقل و معقولات آن كه از نشئه آخرت و عارى از شائبه و هم و خيال باشد روح و حيات حيوانى جزئى كه به همه حركات ذاتى و وجودات مثالى احاطه دارد همان نفس تعلقى است كه همه آن اعمال و وجودات از منشئات و منبعث از روح بشمار مىآيد و تعلق نفس بشئون وجودى و منشئات خود هرگز منسلخ نخواهد شد در عالم آخرت نيز كه روح واجد صورتهاى عقليه و معارف الهيه كه شأنى از آنست ، و صورتهاى حقيقى انسانى و ايمانى است ، و در پرتو و شعاع آن به نيروى خيال و وجودات مثالى به همه حركات جوهرى خود احاطه شهودى بطور دائم خواهد يافت و از جمله ارزاق معنوى و مادى كه باهل ايمان موهبت مىشود عبارت از تجسم اعمال و وجودات مثالى است كه در آخرت به حد كمال و شهود رسيدهاند و به صورت خارج و قائم بذوات و حقيقت آنها نعمتهاى زياده بر تصور است كه پيوسته مورد استفاده قرار خواهند گرفت .
و مفهوم تجسم عمل در نظام آخرت آنست كه از طريق ذات و حركات منبعث از درون نفس هر فردى از بشر زندگى ابدى خود را پايهگذارى نموده و به سعادت و يا شقاوت كه نهفته جوهرى او بوده دست يافته است .
بر اين اساس است كه حق سبحانه و تعالى اراده و خواسته اهل ايمان را در نظام زندگى ابدى خود نافذ معرفى فرموده چه آنكه محصول خواسته خود او خواهد بود .
و همچنين بيگانگان را از هر نعمت و قدرت و حيات بىبهره نموده از نظر اينكه خواسته خود آنها بوده ، و از طريق عقيده بىپايه كه صورت جوهرى روح است ، و حركات ذاتى كه لوازم و اشعه عقيده بىپايه و انديشه باطل آنها است زندگى ابدى خود را كه نه موت است و نه حيات پايهگذارى نموده ، و در نظام آخرت كه نهايت عوالم است بدان نائل خواهند شد .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٢٢