الهى در حيطه قدرت بشر خواهد بود و صدور امر و نهى شاهد آنست كه واجبات و وظايف در حيطه قدرت بشر خواهد بود .
بالاخره طريق اطاعت و امتثال اوامر الهى براى بشر ميسر است و خارج از قدرت آنان نخواهد بود و گر نه امر به آن بر خلاف اقتضاء و طاقت بشرى خواهد بود .
و آن شاهد قطعى است كه حق تعالى در بشر نيروى اختيار نهاده كه عملى را چنانچه بخواهند انجام دهند بتوانند و نيز بتوانند ترك نمايند .
بالاخره فعل و ترك آن عمل و وظيفه يكسان تحت اختيار آنان باشد و براى بشر امكان صدور فعل و يا ترك عمل در حيطه قدرت و اختيار بشر باشد .
قوله ( ع )
: و لا يكونون آخذين و لا تاركين الا بأذن اللَّه :
بيان آنست كه اقدام بشر باداء وظايف دينى لا محاله در اثر نيروى اختيارى است كه در كمون بشر نهاده .
بالاخره فعل صادر از بشر به مباشرت او پديد آمده ولى در اثر اينكه بشر وجود او ربط محض به آفريدگار جهان است فعل و اثر او نيز اين چنين خواهد بود .
بالاخره فعل اختيارى و مبادى آن از قبيل تصور و تصديق و قضاوت و حكم در باره صدور عمل وظيفه واجب همه موجودات روانى هستند كه وابسته باذن و مشيت ساحت كبريائى خواهند بود در نتيجه هر فعل اختيارى صادر از بشر بر پايه نيروى غيبى و مشيت ساحت كبريائى خواهد بود يعنى فعل صادر واحد است كه به نيروى مباشرت فاعل و اختيار او وابسته است و نيز بطور طولى بر پايه اراده قاهره حق سبحانه خواهد بود فعل صادر واحد است ولى به مباشرت و اراده فاعل مختار صادر شده و همين فعل اختيارى صادر بر پايه نيروى غيبى و اراده قاهره كبريائى نهاده شده كه از آن تعبير باذن مىشود .
به همين قياس ترك عمل وظيفه نيز كه به اختيار مكلف صورت گرفته آن نيز بقضاوت و صدور حكم تمرد و مخالفت با وظيفه الهى بوده آن ترك عمل وظيفه نيز