محرم و يا ترك واجب نيز بر حسب طبع و اقتضاء مورد قضاء و تقدير بوده ولى غير مرضى مىباشد بر اين اساس تعبير مىشود معاصى و گناهان و قبايح به تبع مورد قضاء و تقدير قرار گرفته است .
براى توضيح فعل صادر از فاعل مختار مقدمه ذكر مىشود روح و روان انسان در اثر قدرت و علم و نيروى اراده كه در روان او حق تعالى بوديعت نهاده اقدام به عمل مىنمايد پس از اينكه نفس از تصور و تصديق در باره صلاح آن عمل قضاوت و اظهار رأى نموده كه صالح و فايده دارد و براى رفع نقص ذاتى خود بايد بوسيله فايده اين عمل رفع و ترميم شود لا محاله به نيروى اراده اقدام به عمل و تحريك اعضاء و جوارح خواهد نمود همچنين جوارح در اثر نيرويى كه از روح و روان به آنها افاضه و مىتابد و بالاخره در اثر نيروى كه به آنها از روان سرايت مىنمايد به حركت در مىآيند و نيروى را صرف بدست آوردن نتيجه خواهند نمود .
و در عين حال بر حسب كريمه
ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
مبنى بر توحيد افعالى مقام ربوبى است باينكه مشيت و اراده بشر كه نيروى غيبى و از جمله صفات ذات و خدا داده است و از ناحيه حق تعالى پرتو ميفكند و بر روان مىتابد و افاضه مىشود در حالى كه روان استعداد و اقتضاء و نورانيت و حركت داشته باشد همچنانكه حواس درونى هرگز احساس نخواهد نمود و از آن تعبير به نيروى مدركى مىشود جز آنچه را كه روان و روح به آن بتابد و نور افكند و به حركت درآيد و از آن تعبير به نيروى محركه مىشود .
و مفاد كريمه
( ما تَشاؤُنَ )
آنست كه وجود مشيت كه موجود روانى و صفت روانى است و داراى قوه و نيروى مدركه و نيز قوه محركه است ظهورى از مشيت قاهره ربوبى است و هرگز موجود امكانى بر پايه خود قائم نخواهد بود بلكه پرتو و مانند شعاع قائم به غير است .
بالاخره موجود عاريتى مانند بشر ربط محض است و به همه شئون وجود روانى