و يا تصميم داشته كه تصرف و تدبيرى به كار نبرد و بشر را به حال خود واگذارد اين نيز امر محال و ممتنع است .
و غرض گروه قدريه از اين قول بىاساس و بىپايه آنست كه ساحت كبريائى را از لوازم قول بجبر تنزيه نمايند ولى به محذور بيشترى دچار شده و مستلزم بسلب قدرت قاهره از ساحت ربوبى شده است همچنانكه امام عليه السّلام به آن نكته اشاره فرموده كه قدريه مجوس امت اسلام هستند از نظر اينكه بشر را شريك با ساحت كبريائى پنداشتهاند و اين نظر و قول قدريه فاسدتر از بيگانگان است كه اصنام و بتها را شفيع و وسايط فيوضات ربوبى پنداشتهاند و چگونه تصور ميرود كه در ملك مقام ربوبى كه هر لحظه نور هستى به هر ذره افاضه مىشود و حوادثى رخ دهد كه بر طبق نظام صالح نباشد و اين بر اساس نقصان سلطنت و عزلت از مقام ربوبى است و ساحت قدس ربوبى از اين خيالات واهى و بىپايه برى و منزه خواهد بود .
بلكه همانطور كه گفته شد فعل صادر از فاعل مختار و فائض من اللَّه خواهد بود يعنى فعل صادر واحد است استناد بمباشر دارد و نيز استناد طولى به نيروى غيبى خواهد داشت .
قول ديگرى بنام اشعريه قائل به جبر شده بدين نظر ( كه لا مؤثر في الوجود الا اللَّه ) و خلق و آفرينش اختصاص بساحت ربوبى دارد و هر چه در نظام جهان ايجاد فرمايد در حدود ولايت مطلقه خود او است و حق اعتراض براى كسى نخواهد كرد و از بشر سلب اختيار شده از نظر اينكه افعال او ايجاد فعل و حركت و آفرينش است و اختصاص بمقام ربوبى دارد .
همچنانكه آيات كريمه
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
ناظر به اين حقيقت است و همچنين جمله
يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
بقدرته و يحكم ما يريد بعزته بشر حق اعتراض و يا حق تحسين و يا تقبيح نسبت بافعال ساحت ربوبى نخواهند داشت زيرا ولايت مطلقه كه حقيقت خلق و آفرينش است كه اختصاص به خالق جهان خواهد داشت