و درونى و جوارحى خود از جمله مشيت او كه صفت روانى است شعاع و ظهورى نازل از مشيت مقام كبريائى خواهد بود با توجه باينكه شعاع و ظهورى نازل است كه آميخته با اراده و خواست و نيروى اختيار فاعل است يعنى حق تعالى فعل فاعل را با قيد نيروى اختيار و اراده خواسته و در حيطه مشيت قاهره خود قرار داده است و آنچه مورد مشيت قرار گرفته امر مشخص از هر لحاظ يعنى فاعل و فعل و زمان و مكان و از جمله صفت اختيار فاعل كه صفت بارز است و هرگز مورد مشيت كبريائى امر مبهم نخواهد بود و معناى تقدير كه مرتبه نازل از قضاء ربوبى است همين تشخصات فعل و حادثه است .
و بر حسب روايت شريفه از امام صادق عليه السّلام در اصول كافى آمده است باينكه
( لو ان اهل السموات و اهل الارضين اجتمعوا على ان يضلوا عبدا يريد اللَّه هدايته ما استطاعوا ان يضلوه )
. بيان آنست كه چنانچه بنده اهل ايمان كه ساحت ربوبى از نظر صلاحيت ذاتى و انقيادى او هدايت و سعادت او را خواسته باشد بفرض كه نيروهاى معنوى و مادى و طبيعى را صرف اضلال و دعوت و ترغيب او بضلالت نمايد هرگز ميسر نخواهد بود استفاده مىشود كه معيار برخاسته ذاتى و درونى و انقياد او است و شاهد آن مشيت مقام كبريائى است و نيروهاى ديگر علل عارضى و خارجى است غير مؤثر خواهد بود .
و در ذيل روايت فرمود بدليل اينكه در صورت ساحت كبريائى فردى از اهل ايمان را بخواهد كه خير به او رو آورد آنست كه طيّب روحه يعنى روح و روان او را نور و صفاء بخشد و آنچنان حريص بامر خير و صالح گردد كه هر عمل صالح را كه بشنود آن را تلقى بقبول نمايد و عمل قبيح و طالح را بشنود با صميم قلب از آن تبرى نمايد در اثر صلاحيت درونى و انقياد روانى او .
همچنانكه در روايت اصول كافى سليمان بن خالد از امام صادق ( ع ) روايت نموده كه فرمود
( ان اللَّه اذا اراد بعبد خيرا نكت في قلبه نكتة من نور و فتح مسامع
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 460
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٦٠