تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
نظر باينكه تأثير و اندوه و حسرت ذاتى و شئون روانى او است لحظه‌اى از آن سلب توجه نخواهد نمود و پيوسته با سوز و گداز و حسرت روانى دوره زندگى و تيره‌بختى خود را در عالم برزخ خواهد گذرانيد و پس از پايان صحنه برزخ كه بار ديگر به بدن عنصرى خود ارتباط مىيابد سبب ازدياد عقوبت و ظهور حقيقت شقاوت ذاتى او خواهد بود و از عالم مثال و عقوبات مثالى و برزخى بعالم حقيقت و دائم و ابد انتقال خواهد يافت و هر چه را از شقاوت و پليدى و تيره‌بختى و عقوبت بطور مثال و عرضه ادراك مينمود و پيوسته بحسرت و اندوه بسر ميبرد اينك در عالم قيامت براى او بحقيقت ظاهر و آشكار خواهد شد و بر پليدى سيرت و شقاوت روان خود زياده آگاه خواهد گشت و شعله‌هاى آتشين درونى خود را بحقيقت خواهد يافت كه اعضاء و جوارح او را فرا گرفته هر لحظه زبانه خواهد كشيد . هر فردى از بشر كه از سير و سلوك اختيارى بهرمند است واجد اين دو مقام وجود طبيعى و نيز وجود مثالى انسانى خواهد بود از نظر اينكه حيات روانى و ادراكى و نيروى تعقل او اين چنين اقتضا دارد كه نيروى روانى خود را خواه ناخواه به كار خواهد افكند و در طريقه سعادت و نيك‌بختى بر وفق فطرت خدا داده خود سير و حركت خواهد نمود و بذات و ذاتيات خود آشنا شده و از نظر تمايل به آنها بهره‌اى از آنها برخواهد گرفت و با ساحت كبريائى رابطه محكم كه نمونه‌اى از رابطه ذاتى او است برقرار خواهد نمود و روح و روان خود را نورانى و با صفاء و نيرومند خواهد نمود . و نيز ممكن است كه بشر از نظر اقتضاء روانى خود بر خلاف فطرت خدا داده خود به شرك و كفر گرايش يابد و طريقه ضلالت و خودخواهى و از خود بىخبرى را به پيمايد و روان او جز ادراك و انديشه‌هاى باطل و علاقه بتمايلات نفسانى نداشته و از هر حق و حقيقت بىبهره و از هر فضيلت و كمال روانى بىخبر باشد و به همين قياس لحظات بىشمار دوره فرصت خود را سپرى نمايد و لذايذ طبع پيوسته خود را