از همه اقسام افعال و آثار است و آن خلق و آفرينش است كه از كتم عدم ( لا من شىء ) موجودات را به مجرد اراده بعرصه وجود در مىآورد بدون اينكه واسطه و ثالثى باشد يا صفتى از صفات وجودى وساطت داشته باشد بلكه اراده نيز وساطت نخواهد داشت و اراده از فعل انتزاع مىشود يعنى از مخلوق استفاده مىشود كه مورد اراده و خواسته مقام كبريائى بوده كه بوجود آمده است .
همچنانكه در روايتى فرمود
( علمنا ان خالق هذا الخلق لطيف لطف بخلق ما سميناه بلا علاج و لا اداة و لا آلة و ان كل صانع شىء فمن شىء صنع و اللَّه الخالق اللطيف الجليل خلق و صنع لا من شىء )
. بيان آنست كه كيفيت و چگونگى صنع و آفرينش اشياء از كتم عدم شگفت آور است و از هيچ جهت احتياج بواسطهاى ندارد نه از ناحيه صانع و خالق و محتاج به مباشرت و حركت و به كار بردن نيروى نخواهد بود و نه در ناحيه مصنوع و محتاج بمادهاى ندارد كه آن را تجزيه نمايد به صورت خلق درآورد همچنانكه بناء از تركيب مصانع سنگ و آجر و سيمان ساختمانى را شكل ميدهد ساحت كبريائى باراده قاهره هر چه را اراده فرمايد از كتم عدم ايجاد مينمايد همچنانكه ميوهها را از شكوفهها پديد مىآورد و جنين را از ماده تناسلى ايجاد مينمايد و مىآفريند .
و از جمله صفات وجودى ساحت كبريائى مسبب الاسباب من غير سبب است باينكه در كمون موجودات آثارى نهاده كه بظهور ميرسد و از لا شىء اشياء و آثارى بوجود مىآورد .
قوله ( ع )
و صنع لا من شىء :
مباشرت و به كار بردن اعضاء و جوارح از لوازم و نواقص امكانى است و در باره ساحت ربوبى كه علم و احاطه بر كليات ثابته و جزئيات متبدله دارد لازم اين مقام از بساطت علمى و شهودى آنست كه معلومات و مقدورات نظام امكانى نيز وحدت حقيقى و بساطت داشته مانند نقطهاى كه در حيطه عالم ازل است .