تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
ادراك وهمى و ذهنى سبب حصول حقيقت مدرك در ذهن نخواهد بود بلكه وجود ادراكى عنوان براى موجود خارجى است و هر موجود مدرك وهمى داراى دو جهت نقص خواهد بود يكى اينكه موجود ادراكى در حيطه ذهن قرار ميگيرد و هر چه مورد ادراك قرار بگيرد توأم با بطلان است . زيرا حدوث معنى در ذهن و زوال آن شاهد بطلان آنست و محتاج بفاعل و صانع و خالق خواهد بود و هرگز وجود ادراكى صانع و خالق نخواهد بود و ديگر وجود ادراكى و وهمى به صورت ذهنى است و مخلوق فكر بشر خواهد بود و داراى تركيب و مركب از اجزاء بوده و نيز مركب از ذات و صفت خواهد بود . و ظاهر روايت شريفه مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى است از مثل و شبيه به اين تقريب كه ذات كبريائى موجود بسيط است و واجد نعت‌ها و صفاتى است كه مغاير با الفاظ و معانى است كه مفاهيم ذهنى است كه سبب معرفت و شناخت مقام كبريائى خواهند بود ولى هر دو وجود الفاظ صفات و معانى و مفاهيم ذهنى آنها خارج از ذات و عنوان و وسيله معرفى مقام كبريائى خواهند بود . هم‌چنانكه لفظ معبود و رحمان مراد از الفاظ معانى و مفاهيم ذهنى آنست كه خارج از حقيقت ذات كبريائى هستند بلكه عنوان و وسيله تعريف مقام كبريائى خواهند بود . سائل اعتراض نمود باينكه هر چه مورد وهم و ادراك ذهنى قرار بگيرد لا محاله مخلوق و آفريده بشر خواهد بود و هر چه را تصور نمايد و در ذهن خود آن را تصور كند مخلوق بشر و فكر بشر خواهد بود پس چگونه ميتوان توصيف و تعريف نمود ساحت كبريائى را و بدان وسيله حق تعالى شناخته شود . امام ( ع ) پاسخ فرمودند : ( لو كان ذلك كما تقول لكان التوحيد عنا مرتفعا ) پاسخ امام عليه السّلام مبنى بر آنست كه در صورتى كه ذات كبريائى را بوسيله الفاظ و صفات تصور نمائيم و بوجود ذهنى معانى و مفاهيم اسماء را در ذهن نداشته
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 361 | محمد حسينى همدانى نجفى