تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
و خالق بوده بلكه او سبب و خالق همه اشياء و عوالم بوده و موجودى كه مخلوق نبوده و سبب نداشته باشد هرگز قابل درك و فهم براى موجود مخلوق و محدود هم چه بشر و فرشته نبوده و مجهول الكنه خواهد بود . و موجود حقيقى ازلى سبب نداشته و قابل درك و احاطه نخواهد بود زيرا وسيله احاطه و ادراك بهر موجودى از طريق علت و سبب و قيوم او خواهد بود و موجودى كه خالق و سبب خلقت موجودات است قابل احاطه علمى نخواهد بود فقط از طريق سبب و علت ميتوان موجودى را درك نمود و او را در حيطه علم و شهود قرار داد . و بر تقدير اينكه صفات ذاتى مقام كبريائى بوده و جميع صفات راجع بمقام احديت او باشد مخالف با اشياء و موجودات و مخلوقات خواهد بود و از نظر تفرد او در وجود و بساطت حقيقى بطورى كه شريك در ذات و نه در صفات نخواهد داشت در اين صورت طريق معرفت و شناخت او چگونه است . امام عليه السّلام پاسخ فرمود كه تعريف موجودى منحصر به اين دو طريق نخواهد بود و اين دو طريق اختصاص بموجودات امكانى دارد اما وجود حقيقى بسيط كه زياده بر افكار بشرى است و ماهيت و حد وجودى او بىحدى و نامتناهى است ميتوان بآثار و افعال او را تعريف نمود نهايت اصل وجود او بعنوان صانع و خالق معرفى مىشود و حقيقت او نيز شناخته نخواهد بود هم‌چنانكه قوا بآثار آنها شناخته مىشوند و در مقام احتجاج موسى كليم ( ع ) با فرعون كه سؤال نمود ( و ما رب العالمين ) پاسخ فرمود (
رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
) از جمله آثار خلقت سلسله بشر را معرفى نمود كه فرعون نتواند انكار نمايد . و امام ( ع ) در مقام تعريف بآثار و افعال مقام كبريائى فرمود ( هو الرب و هو المعبود و هو اللَّه ) . به تقريب اينكه بطور عيان نظام جهان و بشر را مىبينيم كه بطور حتم خالق