تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
و نفهميده باشيم هرگز به ساحت كبريائى معرفت نخواهيم داشت و توحيد و خداشناسى خارج از قدرت بشر بوده و ساقط خواهد شد بلكه فقط از طريق معرفت معانى و وجود ذهنى مفاهيم اسماء و صفات بشر ميتواند به وجود و وحدانيت ساحت كبريائى معتقد شود . خلاصه فقط وسيله اعتقاد بتوحيد همانا وجود معانى و مفاهيم در ذهن و تصور و تصديق معانى است كه مصداق خارجى و حقيقت آن معانى و مفاهيم ذهنى ساحت كبريائى خواهد بود . بالاخره معانى ذهنى و مفاهيم اسماء و صفات عنوان هستند براى معرفت ساحت كبريائى و معانى و مفاهيم ذهنى موجودات و مخلوق فكر و انديشه بشرند فقط عنوان وسيله معرفت مقام كبريائى خواهند بود . پاسخ ديگر امام عليه السّلام آنست كه گرچه وسيله‌اى نخواهد بود براى معرفت ساحت كبريائى جز از طريق وجود ذهنى مفاهيم اسماء و صفات كه كلى هستند ولى از خصوصيات صفات و كمال وجودى آنها مىفهميم كه ساحت كبريائى از نظر بساطت وجودى قابل فهم و ادراك بحقيقت نبوده و زياده بر فكر و احاطه بشرى است و از طرفى نيز بطور بداهت آنچه در حيطه فكر و انديشه بشر قرار گيرد موجود ذهنى و محدود و حادث و باطل خواهد بود و ساحت كبريائى منزه از آنست كه مورد ادراك ذهنى بشر قرار بگيرد و شناخته شود و نهايت معرفت بشرى از طريق مفاهيم ذهنى كلى است و شاهد آنست كه فوق طاقت و فكر بشرى است . نتيجه اينكه وجود حق تعالى را تصديق مىنمائيم كه زياده بر افق افكار بشرى بوده و قابل احاطه و فهم نخواهد بود و بالاخره در اثر اينكه از اسماء و صفات استفاده مىنمائيم كه موجود واجب و بسيط و حد وجودى او وجود و وجود نامحدود است يعنى ماهيت و حقيقت او وجود بسيط است لا محاله وجود و وحدانيت او و هم‌چنين صفات او مجهول الكنه بوده و موجود حقيقى و بسيط ازلى خواهد بود و بدون سبب