را نداشته باشد ايمان بتوحيد نخواهد داشت و اين صورت اعتقادى و ادراك مفاهيم ذهنى عنوان براى معرفت ساحت كبريائى خواهد بود يعنى وجود واجب و موصوف بصفات كمال او مورد تصديق و گواهى روانى اهل ايمان خواهد بود و منور بنور افاضه شده از مقام كبريائى باهل ايمان است و به صورت يقين و عين اليقين وجود واجب كبريائى و صفات كامله او منعكس و در روان اهل ايمان ثابت است و بر حسب عقيده و شهود روانى ثابت و از شئون ذاتى نفسانى از طريق اكتساب اهل ايمان معرفى مىشود .
و نيز گفته شده كه جمله
( و نعت هذه الحروف و هو المعنى سمى به )
معطوف بر معنى است و مراد آنست كه مرجع و مراد در حمل معنى اشاره بمعنائى است كه او خالق اشياء و صانع موجودات است و مراد از كلمه نعت معناى اين حروف است و آن معناى و مراد كه نام ساحت كبريائى است مانند صفت الرحمن و الرحيم
قال له السائل فإنا لم نجد موهوما الا مخلوقا
:
سائل اعتراض نمود باينكه مراد معنى و خالق اشياء است كه نام او الرحمن و الرحيم است و هر چه مورد ادراك قرار بگيرد مخلوق و وجود ذهنى خواهد بود و هر چه مورد ادراك قرار نگيرد مدرك و قابل فهم نخواهد بود .
قال ابو عبد اللَّه ( ع )
: لو كان ذلك كما تقول لكان التوحيد عنا مرتفعا لانا لم نكلف غير موهوم :
امام عليه السّلام پاسخ فرمود چنانچه آنچه مدرك به نيروى ذهنى و وهمى است بحقيقت در وهم و ذهن حاصل شود و بوجود بيايد هر آينه توحيد و خداشناسى از بشر ساقط خواهد بود زيرا تكليف فقط بامر وهمى و ذهنى خواهد بود .
و در كتاب توحيد عبارت روايت چنين است
( لم يكلف ان يعتقد غير موهوم )
يعنى هرگز بشر تكليف ندارد هر چه را كه ادراك ننموده به آن معتقد باشد و هرگز