تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
و ظاهر و باطن صفت مكان است و ساحت كبريائى بر همه احاطه وجودى دارد و هر دو وجود امتدادى زمان و مكان نسبت بسعهء بىنهايت ازل مانند نقطه فرضى است و ساحت كبريائى در اثر علو ذاتى و عظمت و كبريائى تردى برداء كبريائى و متزر بازار رفعت از ازل بوده و خواهد بود . با توجه به اين نكته كه دو صفت العلى و العظيم كه ساحت كبريائى بعلو و عظمت معرفى فرموده به لحاظ صفت اضافى است كه بقياس موجودات امكانى كه پرتو و شعاعى بيش نخواهند بود و نميتوان علو ذاتى و عظمت و كبريائى ساحت او را قياس بامرى نمود زيرا در برابر صفت علو ذاتى و عظمت و كبريائى ساحت او موجودى كه مشابه او باشد نخواهد بود بلكه بشر بتصور و قوه واهمه خود موجودات ظلى و پرتوى جهان سرابى را در نظر گرفته و براى آنها وجودى عاريتى فرض نموده در مقام مقايسه موجود بحت بسيط حقيقى با موجودات ظلى بىنهايت و تبعى برآمده و ساحت كبريائى را بطور اطلاق العلى العظيم خواهد شناخت كه ساحت قدس كبريائى على بالذات است از نظر اينكه وجود او و صفات او محض و عين ذات او است . بر اين اساس جمله
وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ
مبنى بر حصر است كه نظام وجود ثابت ازلى اختصاص بساحت او و قائم بمقام كبريائى دارد و بس و عوالم امكانى و عرش و كرسى و كرات آسمان و زمين و اجرام و طبايع و هر چه بهره‌اى از وجود دارد همه محمول و قوام وجودى آنها بنور عظمت و قهر كبريائى وابسته است و همه محمول بانوار قاهره هستند و حامل و قيوم و حافظ آنها انوار قاهره كه منتهى بنور حقيقى ازلى است . از اين نظر ساحت كبريائى او حيات هر حى و نور همه انوار و اصل و اساس و قوام همه موجودات امكانى است و عوالم امكانى و موجودات همه اشعه اويند ( سبحانه و تعالى عما يصفه الجاهلون ) .