تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
جوهريت است و ساحت كبريائى منزه از نقص و تركيب و تجزيه و امكان است در نتيجه ذات قدس كبريائى غير از اسماء و صفات كه تلفظ بشوند و يا در ظرف و هم و خيال درآيند و هر يك از فروض در اثر نقص و حدوث و امكان آنها شاهد قطعى است كه خالق آفريدگارى است كه آنها را آفريده و از بهره هستى بهرمند نموده است

قوله ( ع )

: فهو مخلوق دال على خالق له : هر موجود مخلوق وجود آن عاريتى است و توأم با ماهيت و محدود به حد عدمى است لا محاله خالق آن بايد غير محدود به حد باشد و هرگز خالق در رتبه وجودى مخلوق نخواهد بود محال و خلف فرض است زيرا چنانچه خالق در مرتبه مخلوق خود باشد محتاج به خالق است كه آن دو را بوجود آورد زيرا فرض شده كه خالق نقص وجودى دارد و مانند مخلوق است .
ذات نايافته از هستى بخش * كى تواند كه شود هستى بخش

قوله ( ع )

: فقولك ان اللَّه قدير خبرت انه لا يعجزه شىء فنفيت بالكلمة العجز و جعلت العجز سواه : از جمله صفات ذاتى كبريائى و هم‌چنين صفت فعلى صفت قدير است به معناى مبدئيت للعمل و الاثر است كه امر وجودى و لازم ذاتى و لا ينفك از وجود حقيقى قائم بذات است و بطور زائد نخواهد بود زيرا قدرت زايد بر ذات عاريتى و عين عجز است و در اثر سبب خارجى صفت قدرت عاريتى بر او عارض مىشود پس قدرت حقيقى و بطور اطلاق قدرت ذاتى كه عين وجود حقيقى و قادر به معناى بسيط است و شاهد بر قدرت حقيقى آنست كه براى خلق و ايجاد محتاج به سبب نيست بلكه ذات كبريائى هر چه را بخواهد و اراده فرمايد كه همان كن ايجادى است خواسته بوجود خواهد آمد . و نظر باينكه حقيقت معناى قدرت ذاتى مورد احاطه سائل نبوده امام عليه السّلام صفت