تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
رحمان و رحيم و غفار و تواب است و چنانچه نام اسماء و صفات را اعلام نفرمايد محال است بشر بتواند بمعانى و مبادى صفات كمال كبريائى آگهى بيابد بلكه بايد هر يك از اسماء و صفات را بمردم اعلام فرمايد سبب جلب توجه آنان بساحت كبريائى شود و در نتيجه بصفات و كمالات ربوبى آگهى بيابند بالاخره از شئون صفت ربوبيت همانا تعليم و تربيت بشر است باينكه ذات و احديت و وحدانيت كبريائى خود را بمردم اعلام فرمايد و هم‌چنين ساير صفات كمال و اعزام رسولان نيز به منظور آنست كه وحدانيت كبريائى و ساير صفات ذاتى او را بمردم تعليم نمايند و بفرض كه اعلام نميفرمود بشر وظيفه‌اى نداشت .

قوله ( ع )

: و كان اللَّه و لا ذكر و المذكور بالذكر هو اللَّه القديم الذى لم يزل : بيان آنست كه ساحت كبريائى كه وجود حقيقى و بسيط و دائم است هرگز نبايد تصور نمود كه با تلفظ و ذكر نام توأم است بلكه معنى كه مقصود از ذكر اسماء و صفات همانا ساحت كبريائى است ولى لفظ و تلفظ از مقوله سخن است حادث بوده و ظهورى نازل از مظاهر كبريائى است كه آن را از متكلم مىشنود غرض آنست كه اسماء و صفات و نام و ذكر آنها غير از معنا و مصداق حقيقى آن الفاظ است لفظ از مقوله عرض و كيف مسموع حادث و فانى است و معنا و مصداق ذات قدس كبريائى است

قوله ( ع )

: و المذكور بالذكر هو القديم الذى لم يزل : اسماء و صفات ساحت كبريائى نشانه و ظهورى است كه سبب توجه بساحت او مىشود بدون اينكه اسماء و يا صفات و يا تلفظ به آنها موضوعيت داشته باشد يعنى فقط وسيله توجه است بدون اينكه الفاظ مورد عبوديت قرار گرفته باشند . زيرا اسماء و صفات تلفظ به آنها از مقوله اعراض و فانى است آنچه بحقيقت مذكور و مورد توجه است معناى اسماء و صفات و مصداق آنها است هم‌چنانكه