تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و رحيم بطور بسيط است و كلمه عالم مثلا عبارت از موجودى كه عين علم است نه كسى كه موجودى كه عالم و دانشمند است كه مركب از ذات و صفت باشد هم‌چنانكه امير مؤمنان عليه السّلام به اين نكته اشاره فرموده كه صفت زائد بر موصوف است و صفت عالم و قادر عين ذات كبريائى است و بايد آن را تجريد كرد . مراد از كلمه صمد نيز ضد اجوف و به معناى توپر و محكم است هم‌چنانكه اجوف به معناى عاريتى و تو خالى و ميان تهى است و بقرينه مقام مراد از صمد ضد اجوف نيز باشد مانعى ندارد زيرا مراد از اينكه اجوف نباشد يعنى در وجود ساحت كبريائى ماهيت نبوده و ميان تهى نباشد زيرا ماهيت حد وجود و معرف وجود است ساحت كبريائى از نقص و ماهيت و امكان منزه خواهد بود . و به تناسب صفت الواحد كه وحدت حقيقى بسيط و قاهر بر موجودات است آنست كه معناى صمد نيز توجه و به معناى رفع نياز محتاجان باشد هم‌چنانكه مفاد جمله يصمد اليه كل شىء مىباشد باينكه موجودات بسوى كبريائى او توجه مىنمايند و هر لحظه از بهره وجود و فيض عاريتى از مقام كبريائى بهره‌مند خواهند شد . ( و الحمد للَّه زنة عرشه )