تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و يا كثرت نخواهد بود از اين رو هر موجودى اظهار عبوديت و خضوع نسبت بمقام كبريائى او مىنمايند براى رفع نيازهاى خود و نيز سلسله موجودات بسوى ساحت او متوجه هستند به منظور اينكه عالم تفرقه و كثرت بسوى عالم جمع و وحدت متوجه شوند .

قوله عليه السلام :

وسع كل شىء علما : از نظر اينكه وحدت ذاتى او مانند علم و قدرت و حيات ابدى او كه عين ذات كبريائى او است هر موجودى و آفريده‌اى را فراخواهد گرفت زيرا وحدت او حقيقى و قاهر بر هر موجودى است و وحدت او از قبيل وحدت عددى نيست كه بر اساس جدائى از غير باشد بلكه بر اساس معيت و قيوميت بر هر موجودى است كه قوام هر موجودى به او است و مقهور او خواهد بود وسعه بىنهايت علمى و شهودى و قدرت قاهره ساحت او هر موجودى را گرفته است . و در حديث سادس گذشت كه مراد از جمله لان المخلوق اجوف معتل مركب للاشياء فيه مدخل آنست كه بشر مخلوق و آفريده و معرض همه گونه تحولات قرار ميگيرد از نظر فقر و حاجت و امكان بشر است . و آنچه در بشر بوديعت نهاده شده فقط بطور قوه و استعداد بوده و هرگز قائم به خود نخواهد بود و نيز پيوسته محتاج بموجود قاهرى است كه قائم به او باشد و به او تكيه داشته باشد و هم‌چنين از نظر اينكه مركب از صورت و ماده جسمانى است هر لحظه معرض تحولات قرار ميگيرد و كلمه اجوف نيز به لحاظ آنست كه اجوف و ميان تهى و عاريتى و معرض تغير و اضطراب خاطر بوده و در اثر حركت از قوه به فعل در خواهد آمد . از اين بيان استفاده شد كه اجوف ضد صمد مىباشد از نظر اينكه ساحت كبريائى از شائبه نقص و امكان منزه خواهد بود و نيز احدى الذات و الصفه است و صفات كمال عين ذات او و ذات كبريائى او نيز عين صفات كمال او مىباشد . با توجه باينكه صدق هر يك از صفات ذاتى مقام كبريائى مثل عالم و قادر وحى